معنی
واژهٔ «ننوازی» شکل منفی از فعل مضارع (دوم شخص مفرد) از مصدر «نواختن» است. در ادبیات فارسی این کلمه عمدتاً به دو معنای اصلی به کار میرود: نخست به معنی مِهر نورزیدن، دلجویی نکردن و عدم تفقد از سوی معشوق، پادشاه یا پروردگار؛ و دوم به معنی ننواختن و به صدا درنیاوردن یک ساز یا آلت موسیقی.
یعنی چه
این عبارت در جملات شرطی ادبی به این معناست که اگر تو به عنوان مخاطب، رویِ خوش نشان ندهی، بنده یا عاشق را مورد لطف و مرحمت خود قرار ندهی یا از روی محبت دست بر سر کسی نکشی، او ناامید خواهد شد. همچنین در معنای فیزیکی به معنای دست نزدن به تار و ساز است.
مترادف
کلماتی که در سیاق متن میتوانند جایگزین این فعل منفی شوند، مفاهیم عدم مرحمت و عدم نوازشگری را میرسانند.
متضاد
واژهها و افعالی که مفهوم مقابل این کلمه را دارند، شامل اشکال مثبت همین فعل و افعال هممعنی با محبت و نوازش هستند.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه با فتحِ حرف نون اول و دوم صورت میگیرد: نَنَوازی. نون اول نشانه نفی فعل است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان یک فعل شش حرفی با راهنمای «اگر لطف و مهربانی نکنی» یا «اگر ساز را به صدا درنیاوری» مطرح میشود.
به انگلیسی
بسته به اینکه کلمه در متن ادبی برای محبت کردن به کار رفته باشد یا برای موسیقی، معادلهای انگلیسی آن تغییر میکند.
جمعبندی و توضیح کامل ننوازی
واژهٔ «ننوازی» یک فعل اصیل و صرفشده در زبان فارسی از مصدر «نواختن» است که در ساختار مضارع منفی (دوم شخص مفرد) قرار دارد. این کلمه به صورت یک اسم یا اصطلاح مستقل در فرهنگهای لغت ثبت نشده، بلکه به دلیل کاربرد در اشعار برجسته کلاسیک فارسی، مورد توجه قرار گرفته است.
ریشهٔ این واژه به پارسی میانه بازمیگردد و دو جنبه معنایی کاملاً متمایز دارد؛ جنبه اول و پرکاربردتر آن در ادبیات، به معنای دریغ کردن مِهر، شفقت، بخشش و دلجویی است. جنبه دوم آن به حوزه موسیقی مربوط میشود و معنای به صدا درنیاوردن یا اجرا نکردن قطعه با یک ساز را افاده میکند.
شاهکارهای ادبی از شاعرانی چون سعدی و نظامی گواه کاربرد عمیق این واژه در ابراز نیاز عاشق یا بنده به پیشگاه معشوق و ممدوح است، جایی که بر لزوم مِهرورزی و عواقب «ننواختن» و بیمهری تأکید میشود.