یعنی چه
واژه مُسَخَّم در لغت به کسی یا چیزی گفته میشود که دچار تیرگی، سیاه شدن با دود یا زغال، و یا کینهورزی شده باشد. در زبان محاورهای و استعاری به معنای فرد بدشانس و گرفتهحال نیز به کار میرود.
تلفظ
این کلمه به صورت مُسَخَّم (با ضمه م، فتح س و تشدید و فتح خ) تلفظ میشود و اسم مفعول از باب تفعیل است.
در جدول
در جدولهای متقاطع پاسخ این کلمه معمولاً ۴ حرف دارد و به عنوان معادل کینهتوز یا سیاهشده میآید.
به انگلیسی
با توجه به زمینه متن، معادلهای انگلیسی کلمه به دو جنبه اخلاقی (کینه) و مادی (تیرگی) اشاره دارند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در زبان فصیح به معنای کینهدار و در گویشهای عامیانه مانند شامی به معنای نگونبخت به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه شامل کینهجو، مغرض، مکدر، بدبخت و گرفتهحال هستند که بر اساس سیاق متن انتخاب میشوند.
در قرآن
واژه مسخم و مشتقات مستقیم ریشه (س خ م) در متن قرآن کریم رایج نبوده و وجود ندارند.
نماد چیست
در ادبیات و ریشهشناسی، این واژه نمادی از تبدیل تیرگی مادی (دود و زغال) به تیرگی معنوی (کدورت، حقد و سنگینی روانی قلب) است.
جمعبندی و توضیح کامل مسخم
واژه «مسخم» یک وامواژه عربی است که از ماده (س خ م) مشتق شده است. در ریشهشناسی زبان عربی ارتباط نزدیکی میان سیاهی ظاهری و تیرگی باطنی وجود دارد؛ از این رو مسخم هم به معنای کالبد یا ظرفی است که با دود و زغال سیاه و کثیف شده و هم در معنای استعاری به فردی اشاره دارد که قلبش از کینه و حقد، تیره و مکدر گشته است.
این واژه در فارسی معیار به عنوان یک لغت رسمی و رایج کاربرد چندانی ندارد، اما در متون کهن لغوی نظیر دهخدا ثبت شده است. همچنین در برخی لهجههای محاورهای عربی (مانند لهجه شامی)، این کلمه توسعه معنایی یافته و به افراد بداقبال، دلمرده و تیره بخت اطلاق میشود که نشاندهنده بار معنایی منفی و سنگین این کلمه در طول زمان است.