معنی
در زبان فارسی و اصطلاحات حقوقی، دعوی به معنای خواستار شدن یک حق و تلاش برای اثبات آن در پیشگاه قانون است. این واژه در ادبیات گاهی به معنی لاف و ادعای ظاهری نیز به کار میرود.
یعنی چه
دعوی یعنی فردی مدعی وجود حقی برای خود باشد و برای احقاق یا اثبات آن اقدام کند. در تداول عامه نباید آن را با «دعوا» به معنی نزاع و جنگ اشتباه گرفت، چرا که جمع آن نیز «دعاوی» است.
مترادف
واژههایی چون ادعا و دادخواهی دقیقترین همپوشانی معنایی را با دعوی در بافت حقوقی و رسمی دارند.
متضاد
در بافت حقوقی و منطقی، واژههایی که بر پذیرش، نفی ادعا یا صلح دلالت دارند، به عنوان متضاد این کلمه شناخته میشوند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی عربی (د-ع-و) اشتقاق یافتهاند و مفهوم خواندن یا طلب کردن را در خود دارند.
ریشه
واژه «دعوی» اسم مصدر از ادّعاء یا مصدر دُعاء در زبان عربی است که با ورود به فارسی، معنای تخصصی حقوقی و ادبی به خود گرفته است. در قرآن نیز این واژه (مانند دعواهم) به معنی دعا، ندا و فریاد به کار رفته است.
تلفظ
این کلمه با فتح دال و سکون عین تلفظ میشود و در زبان فارسی مصوت پایانی آن به صورت «آ» شنیده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «ادعا یا دادخواهی حقوقی»، واژه ۴ حرفی «دعوی» مد نظر قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل دعوی
واژه «دعوی» یک اصطلاح کلیدی و پرکاربرد در حقوق و ادبیات فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد و به معنای مطالبه حق، ادعا کردن و طرح رسمی یک پرونده در مراجع قضایی به کار میرود. جمع این واژه «دعاوی» است و نباید آن را با واژه عامیانه «دعوا» که به معنی نزاع و کشمکش فیزیکی یا لفظی است، یکسان دانست.
در لایههای عمیقتر عرفانی و ادبی، دعوی گاهی در مقابل «حقیقت» قرار میگیرد و نشاندهنده ادعاهای ظاهری و بدون پشتوانه شهودی است. با این حال، نماد مدرن آن در جامعه امروزی ترازوی عدالت است که به بررسی و قضاوت در مورد دعاوی مختلف میپردازد. این کلمه در قرآن کریم نیز در معنای خواندن، ناله و فریادخواهی بندگان به کار رفته است.