یعنی چه
واژه الرمم (جمعِ رِمّة) در زبان عربی به معنای استخوانهای کهنه، پوسیده و متلاشیشدن بقایای جسد است. این کلمه به هر نوع ماده یا پیکر جانداری که دچار فرسودگی شدید ناشی از مرگ شده باشد، اشاره دارد.
تلفظ
این کلمه با حروف شمسی آغاز میشود، بنابراین حرف «ل» خوانده نشده و «ر» مشدد و مکسور تلفظ میگردد: اَلرِّمَم.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «استخوانهای پوسیده» یا «بقایای پیکر مردگان» از واژه ۵ حرفی الرمم یا همخانوادههای آن استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، برای اشاره به الرمم از واژههای مربوط به بقایای جسد یا استخوانهای فاسدشده استفاده میکنند.
به عربی
خود واژه الرمم اصالتاً عربی است و در این زبان با عباراتی چون العظام البالیه یا الرفات بازگو و معنا میشود.
به فارسی
در متون و لغتنامههای فارسی، نزدیکترین معادلهای دقیق برای این واژه شامل استخوان فرسوده، مردار و بقایای جثه مردگان است.
در قرآن
خود کلمه الرمم به صورت جمع در قرآن نیامده است؛ اما واژه مفرد و همخانواده آن یعنی «رَمیم» دو بار به کار رفته است؛ از جمله در آیه ۷۸ سوره یس: «مَنْ يُحْيِي الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ» که به زنده شدن استخوانهای پوسیده در رستاخیز اشاره دارد.
نماد چیست
این کلمه در فرهنگ دینی و ادبی نماد فانی بودن دنیا، ناچیز بودن جسم پس از مرگ و همچنین یادآور قدرت بیپایان خداوند در احیای دوباره مردگان و رستاخیز (با توجه به ضربالمثل الله یحیی الرمم) است.
جمعبندی و توضیح کامل الرمم
واژه «الرِّمَم» یک کلمه اصیل عربی به معنی استخوانهای کهنه، پوسیده و بقایای متلاشیشده جانداران پس از مرگ است. این کلمه از ریشه ثلاثی (ر-م-م) میآید که در اصل معنایی خود هم به فرسودگی و هم به ترمیم و بازسازی اشاره دارد. در زبان فارسی، این واژه بیشتر در متون کهن لغوی و دینی کاربرد دارد.
اگرچه خود این لفظ به صورت جمع در قرآن مجید ذکر نشده، اما شکل مفرد آن یعنی «رَمِیم» در متون قرآنی شاهدی بر بحث معاد و قدرت خداوند در زنده کردن مردگان است. در ادبیات و تمدن اسلامی، الرمم همواره نمادی از فانی بودن ابعاد مادی انسان و تجلیگاه رستاخیز به شمار میرود.