معنی
گس به طعم خاصی گفته میشود که حالتی خشککننده و قابض در دهان ایجاد میکند؛ این حالت معمولاً بر اثر خوردن میوههای کال و نارس مانند خرمالو، سنجد، به یا پوست انار حس میشود.
یعنی چه
در اصطلاح، گس یعنی طعمی که نه ترش است و نه تلخ، بلکه با ایجاد بافت زمخت و منقبضکننده، پوست و مخاط دهان را به هم جمع میکند.
مترادف
واژههایی مانند دبش و عفص دقیقترین برابرهای معنایی برای توصیف این نوع طعم هستند.
متضاد
در طعمشناسی، مزههای شیرین و ملایم نقطه مقابل حالت زمخت و قابضِ گس قرار میگیرند.
هم خانواده
این واژه صفت مشبهه یا اسم مصدر جامد است و همخانواده اشتقاقی مستقیمی ندارد، اما با واژههایی چون گسمزه و در برخی گویشها با واژه «گز» (به معنی سوزاننده) همریشه است.
ریشه
گس یک واژه کاملاً ایرانی و پارسی اصیل است که در زبان پهلوی (فارسی میانه) نیز کاربرد داشته و به عنوان یک صفت کهن برای توصیف طعمها به جا مانده است.
جمله سازی
در جدول
کلمه گس دقیقاً ۲ حرف دارد و متداولترین پاسخ برای طعم خرمالوی نارس یا طعم قابض در جدولهای کلمات متقاطع است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه astringent دقیقاً به خواص قابضکنندگی و طعم گس اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل گس
واژه «گس» یک صفت اصیل و کهن فارسی است که برای توصیف یک حس چشایی ویژه به کار میرود؛ مزهای که نه ترش است و نه تلخ، بلکه با ایجاد انقباض و خشکی در مخاط دهان شناخته میشود. این حالت معمولاً در میوههای نارس مانند خرمالو، به و پوست انار وجود دارد و در زبان عربی با مفهوم «قابض» یا «عفص» شناخته میشود.
از نظر ریشهشناسی، گس واژهای بومی و بازمانده از فارسی میانه است. علاوه بر کاربرد واقعی در دنیای طعمها، این واژه در ادبیات و گفتگوهای روزمره کاربردی استعاری نیز پیدا کرده است و معمولاً برای توصیف تجربههای نیمهکاره، احساسات ناپخته، سختیهای زندگی یا روابط تلخوشیرین به کار میرود.