یعنی چه
نفس عاقله در اصطلاح فلسفه اسلامی و عرفان، همان مرتبهٔ عالی و مجرد روح انسانی است که ویژگی اصلی آن تفکر، استدلال، تمایز میان حق و باطل و شناخت حقایق هستی است. این مرتبه، مرز تمایز انسان از سایر موجودات زنده محسوب میشود.
تلفظ
این واژه ترکیب وصفی عربی است که در زبان فارسی با کسرِ اضافه در بخش اول تلفظ میشود: نَفْس (سکون فاء و سین) + عاقِله (کسره زیر قاف و لام).
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به عنوان مرتبه فکری انسان یا روان اندیشمند، «نفس عاقله» با ۸ حرف یا «نفس ناطقه» با ۹ حرف است.
به انگلیسی
در سنت فلسفه ارسطویی و متون ترجمهشده غربی، برای اشاره به این مفهوم از اصطلاحات فوق استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح اساساً از فلسفه مشاء و حکمت اسلامی وارد زبان فارسی شده و در متون اصلی عربی به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل یا تعابیر روان فارسی برای این واژه فلسفی شامل «روان اندیشهورز»، «خرد درون» و «جان خردمند» است که به جنبه آگاهی و عقلانیت انسان اشاره دارند.
در قرآن
عبارت ترکیبی «نفس عاقله» به صورت لفظی در متن قرآن کریم ذکر نشده است، اما حقیقت و عملکرد آن در آیات متعددی که انسانها را به تفکر، تدبر و تعقل (مانند لعلکم تعقلون و افلا یعقلون) دعوت میکند، مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین در ساحت اخلاق قرآنی، این مرتبه به «نفس مطمئنه» نزدیک است.
جمعبندی و توضیح کامل نفس عاقله
نفس عاقله یا همان نفس ناطقه، یکی از بنیادیترین اصطلاحات در فلسفه، عرفان و حکمت اسلامی (بهویژه در مکاتب مشاء و حکمت متعالیه) است. این اصطلاح به آن مرتبه و ساحت از وجود انسان اشاره دارد که مجرد بوده و مجرای ادراک کلیات، استدلالهای منطقی، و تفکیک میان امور خیر و شر است. ریشهٔ واژهٔ عاقله از «ع-ق-ل» به معنی بند کردن و مهار کردن میآید که کنایه از قوهای است که تمایلات سرکش حیوانی را کنترل میکند.
در نظام مراتب نفس، نفس عاقله بالاتر از نفس نباتی (رشد و نمو) و نفس حیوانی (حس و حرکت) قرار میگیرد و فصل ممیزهٔ انسان از سایر جانداران است. در ادبیات عرفانی و رمزپردازیهای فلسفی، این مرتبه از نفس به «فرشته»، «نور الهی» یا «آینهای صاف و بیغبار» تشبیه میشود که آمادگی بازتاب دادن حقایق هستی را دارد و در مقابلِ مراتب نزولی نفس مانند نفس اماره قرار میگیرد.
اگرچه این ترکیب وصفی به طور صریح در آیات قرآن نیامده، اما جوهرهٔ آن یعنی دعوت به شناخت، اندیشهورزی و هدایت رفتارهای اخلاقی بر اساس عقل، از محوریترین آموزههای وحیانی است که در قالب واژگانی چون اولوا الالباب و افعال تفکر و تعقل جلوهگر شده است.