یعنی چه
موش قطبی نروژی (با نام علمی Lemmus lemmus) که در زبان انگلیسی به آن لِمینگ (Lemming) میگویند، نوعی جوندۀ کوچک، پُرتعداد و پشمالو از تیرهٔ همسترهای دمکوتاه است. این جانور بومی توندراها و مناطق کوهستانی نروژ و اسکاندیناوی بوده و به خاطر سازگاری بالا با زندگی زیر برف و چرخههای انفجار جمعیت در زیستشناسی شهرت دارد.
تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیبی به صورت [موشِ قُطْ بـیِ نُـرْ وِ ژی] است.
در جدول
در کلمات متقاطع و طراحان جدول، پاسخ این عبارات معمولاً خودِ «موش قطبی نروژی» (۱۲ حرف) یا معادل علمی آن یعنی «لمینگ» (۵ حرف) است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این گونۀ خاص از واژههای فوق و به طور عمومی از کلمۀ Lemming استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی اصطلاح ثبتشده و رسمی تککلمهای برای آن وجود ندارد، اما زیستشناسان آن را «لمینگ نروژی» یا به صورت عمومیتر «موش قطبی» مینامند.
در قرآن
با توجه به اینکه موش قطبی نروژی بومی مناطق منجمد شمالی و اسکاندیناوی است، در متن قرآن یا ادبیات حجاز هیچگونه نام یا اشارهای به این جاندار وجود ندارد و فاقد کاربرد قرآنی است.
نماد چیست
در فرهنگ غربی و اصطلاحات مدیریتی/اجتماعی، این جانور نماد پیروی کورکورانه و گلهای از توده مردم است (مفهوم Lemming mentality). همچنین به دلیل مهاجرتهای انبوه هماهنگ که گاهی در پهنههای آبی منجر به غرق شدن ناخواسته آنها میشود، به اشتباه در باور عامیانه نماد خودکشی گروهی شناخته شده است.
جمعبندی و توضیح کامل موش قطبی نروژی
عبارت «موش قطبی نروژی» در واقع یک ترکیب توصیفی، جغرافیایی و زیستشناختی در زبان فارسی است که برای معرفی گونهای خاص از جوندگان کوچک مناطق سردسیر شمال اروپا به نام «لِمینگ» (Lemming) به کار میرود. این جانور پشمالو و کوچک، تفاوت ساختاری زیادی با خرموشها و موشهای شهری معمولی دارد و زندگی خود را در تونلهای زیر برف توندرا میگذراند.
از ویژگیهای بارز این موجود، چرخههای انفجار جمعیت عجیب آن در هر ۳ تا ۴ سال یکبار است که باعث مهاجرتهای گروهی و میلیونی آنها برای یافتن غذا میشود. همین رفتار مهاجرتیِ سراسیمه سبب شده تا در فرهنگ عامه و اسطورهسازیهای مدرن، لِمینگها به عنوان نمادی از رفتار تقلیدی، حرکت کورکورانه به دنبال توده و خودکشی دستهجمعی معرفی شوند؛ هرچند که علم زیستشناسی سقوط آنها از صخرهها را صرفاً ناشی از تراکم جمعیت و حادثه میداند و نه خودکشی آگاهانه.