معنی
واژه ممتنع در زبان فارسی به دو معنای عمده به کار میرود؛ نخست به معنی کسی یا چیزی که از انجام کاری خودداری و امتناع میکند، و دوم به معنای امر محال و غیرممکنی که امکان وقوع و تحقق ندارد.
یعنی چه
این کلمه بیانگر حالت یا ویژگی چیزی است که دسترسی به آن سخت یا غیرقابل ممکن باشد. در تعابیر عامیانه و علمی، به هر امر نشدنی و مهارشدهای ممتنع میگویند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و از ثلاثی مجرد «منع» به معنی بازداشتن و جلوگیری کردن گرفته شده است. در ساختار صرفی، اسم فاعل از باب افتعال (امتناع) محسوب میشود.
تلفظ
این کلمه با ضمه روی حرف میم اول، فتح روی میم دوم، فتح روی تاء و کسر روی نون تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، کلمه ممتنع به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای طراحانی است که راهنماییهایی نظیر «شبه محال»، «ناشدنی» یا «امتناعکننده» را قرار میدهند.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، در زبان انگلیسی از کلمه Impossible برای مفاهیم فلسفی و منطقی (محال بودن) و از واژههای Refusing یا Abstaining برای شخص امتناعکننده استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی که میتوان به جای این کلمه بیگانه استفاده کرد شامل واژههای «ناشدنی»، «ناممکن»، «دشوار» و در جامه صفت انسانی «سرپیچ» و «خوددار» است.
جمعبندی و توضیح کامل ممتنع
واژه «ممتنع» یکی از کلمات کلیدی و پرکاربرد در ادبیات، منطق، فلسفه و فقه اسلامی است که ابعاد معنایی گوناگونی دارد. در اصطلاح منطقی و فلسفی، این واژه در ترکیب «ممتنعالوجود» به کار میرود و به چیزی اشاره دارد که ذاتاً امکان تحقق و وجود داشتن را ندارد، مانند وجود شریک برای خداوند یا اجتماع دو نقیض که عقل آن را کاملاً محال میداند.
در حوزه ادبیات فارسی، این واژه اصطلاح مشهور و زیبای «سهلِ ممتنع» را میسازد. سهل ممتنع به کلام یا شعری گفته میشود که در ظاهر بسیار ساده، روان و فهمپذیر به نظر میرسد، اما وقتی کسی بخواهد مانند آن را بسازد یا بسراید، متوجه دشواری شدید و غیرممکن بودن تقلید از آن میشود؛ اشعار شیخ اجل سعدی بارزترین نماد این سبک در تاریخ ادبیات ایران است.