یعنی چه
خوشرنگی یک حاصل مصدر مرکب در زبان فارسی است که به معنای خوبرنگی، نیکورنگی، زیبارنگی و داشتن رنگ و رونق مطبوع و دلپذیر به کار میرود.
تلفظ
این واژه از ترکیب صفت «خوش» (خُش) و اسم «رنگ» (رَنگ) به همراه پسوند مصدری «ی» (ی) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این پاسخ به عنوان صفت یا ویژگی رنگِ نیکو و زیبا، خود واژه «خوشرنگی» با ۷ حرف یا «خوشابی» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به موقعیت متن، عباراتی نظیر Richness of color یا Pleasant coloration نیز برای رساندن این مفهوم استفاده میشوند.
به عربی
در زبان عربی برای توصیف ویژگی خوشرنگی از ترکیبهای مضاف و مضافالیه که زیبایی و شادابی رنگ را میرسانند، استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی تعابیری مانند hoş görünüm (ظاهر خوشایند و زیبا) نیز در این سیاق کاربرد دارد.
به فارسی
این واژه کاملاً ایرانی و ریشه در فارسی میانه و پهلوی دارد. مترادفهای دقیق آن در زبان فارسی شامل صبغتِ نیکو، رونق، شادابی رنگ و جلوه بصری مطبوع است که در مقابل واژگانی چون بدرنگی، بیرنگی و رنگپریدگی قرار میگیرد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، خوشرنگی (بهویژه در توصیف گلها، یاقوت، میوهها یا چهره یار) نشانهای از طراوت، جوانی، هماهنگی هنرمندانه و کیفیت بالای ظاهری است و حس مثبتی از زنده بودن و صفا را به مخاطب منتقل میکند.
جمعبندی و توضیح کامل خوشرنگی
واژه «خوشرنگی» یک حاصل مصدر مرکب اصیل فارسی است که از ترکیب صفت «خوش» و اسم «رنگ» به همراه پسوند مصدری ساخته شده است. این کلمه در لغتنامههای معتبری چون دهخدا و عمید به معنای نیکورنگی، زیبارنگی و داشتن رونق و جلای مطبوع معنا شده و متضاد کلماتی مانند بدرنگی و رنگپریدگی است.
در اشعار کهن فارسی از جمله آثار فرخی سیستانی، این واژه در توصیف زیباییهای طبیعت و گلها به کار رفته است. از نظر بار معنایی، خوشرنگی نمادی از شادابی، اصالت، طراوت و هماهنگی چشمنواز بصری در هنر و طبیعت به شمار میرود و جایگاه ویژهای در توصیف پدیدههای جلوهگر دارد.