یعنی چه
بدقیافه صفت توصیفی منفی در زبان فارسی است که به شخص یا شیئی با ظاهر نامتناسب، بدشکل، زشتصورت یا کریهالمنظر اشاره دارد و بیانگر عدم هماهنگی در هیئت ظاهری با معیارهای زیبایی است.
تلفظ
تلفظ این واژه ترکیبی از پیشوند صفتساز «بَد» (با سکون دال) و واژهٔ «قیافه» (با کسرهٔ قاف) به صورت بَدْقِیافِه است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، برای راهنمای زشت یا بدشکل، واژهٔ «بدقیافه» با ۷ حرف یا کلمات مشابهی چون بدریخت و بدترکیب کاربرد فراوان دارد.
به انگلیسی
اصلیترین و رایجترین معادل برای این واژه در زبان انگلیسی Ugly است؛ همچنین از کلماتی مثل Homely برای بیان زشتی خفیفتر استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که ساختار ترکیبی «بدقیافه» در عربی فصیح به این شکل معنا نمیدهد (چون قیافه در عربی به معنای اثرشناسی است)، برای رساندن این مفهوم از صفاتی چون قبیح و بشع استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژهٔ رایج برای بیان بدقیافه و زشت کلمهٔ Çirkin است و در زبان عامیانه گاهی از Sümsük برای افراد بدریخت استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای اصیل و ترکیبی متعددی مانند زشت، بدگل، بدریخت، بدترکیب و نازیبا به عنوان مترادف این کلمه به کار میروند؛ در حالی که واژههای خوشقیافه، زیبا و خوشسیما متضادهای اصلی آن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل بدقیافه
واژهٔ «بدقیافه» یک صفت مرکب (فارسی-عربی) در زبان فارسی است که از پیشوند نفی و ایرانی «بَد» به همراه وامواژهٔ عربی «قیافه» (از ریشه قوف) ساخته شده است. جالب اینجاست که کلمهٔ قیافه در زبان عربی اصلاً به معنی چهره نبوده، بلکه به معنای پیجویی و اثرشناسی کاربرد داشته است، اما پس از ورود به زبان فارسی تغییر معنایی یافته و به شکل اسم به معنی صورت و هیئت ظاهری درآمد و ترکیب بدقیافه را ایجاد کرد.
این کلمه در زبان فارسی امروزی بار معنایی منفی و قضاوتکنندهای دارد و بیشتر برای توصیف عدم تناسب ظاهری، زشتی چهره یا ناهماهنگی اندام به کار میرود. این واژه در ادبیات رسمی کلاسیک یا قرآن کریم کاربرد مستقیم ندارد، اما مفاهیم همارز آن همواره برای ارزشگذاری یا توصیفهای نمادین چهره انسانها استفاده شدهاند.