معنی
مبارزه در لغت به معنای روبرو شدن در میدان نبرد و جنگیدن با رقیب است. در مفهوم گستردهتر، این واژه به هرگونه تلاش، کوشش سرسختانه و مقاومت هدفمند در برابر چالشها، مشکلات زندگی، بیماریها یا جریانهای سیاسی و اجتماعی اشاره دارد.
یعنی چه
وقتی از مبارزه صحبت میشود، منظور اقدام عملی و فعالانه در برابر یک وضعیت نامطلوب است؛ خواه این وضعیت یک دشمن جنگی باشد، خواه یک بیماری سخت، یا ناعدالتیهای اجتماعی و فردی.
مترادف
این واژهها همگی بار معنایی روبرویی، ستیز و تلاش برای پیروزی بر یک مانع یا حریف را با خود به همراه دارند.
متضاد
کلماتی که نشاندهنده پایان دادن به درگیری، دست کشیدن از تلاش و پذیرش وضع موجود یا صلح با طرف مقابل هستند.
هم خانواده
واژههایی که از ریشه سه حرفی «ب ر ز» مشتق شدهاند و با مفهوم آشکار شدن یا به میدان آمدن ارتباط دارند.
ریشه
این واژه از مصدر عربی «مُبارَزَة» گرفته شده است. ریشه اصلی آن «بَرَزَ» به معنی آشکار شدن و بیرون آمدن (به ویژه بیرون آمدن از صف برای جنگ تنبهتن) است که با رفتن به باب مفاعله، مفهوم تقابل و درگیری دو طرفه را به خود گرفته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «مبارزه» یک پاسخ شش حرفی برای راهنماهایی مثل «جنگ و نبرد»، «کفاح» یا «پیکار و ستیز» است.
به انگلیسی
برای برگردان این کلمه به زبان انگلیسی، بر اساس نوع مبارزه (فردی، نظامی، اجتماعی یا ورزشی) از واژگان متفاوتی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مبارزه
واژه «مبارزه» یک واژه کلیدی و پرکاربرد در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد و مفهوم اصیل آن به میدان آمدن و روبرو شدن با حریف در جنگ است. این کلمه در گذر زمان از قالب صرفاً نظامی خارج شده و امروزه معنای گستردهتری شامل تلاشهای خستگیناپذیر فردی، رقابتهای ورزشی، چالشهای درمانی و حرکتهای بزرگ اجتماعی و سیاسی را در بر میگیرد.
در فرهنگهای مذهبی و قرآنی، اگرچه خود واژه مبارزه به صورت مستقیم نیامده، اما مشتقات ریشه آن برای توصیف حضور در میدان نبرد استفاده شده و مفاهیم مترادفی چون جهاد و قتال جایگزین آن شدهاند. از نظر نمادین نیز این کلمه یادآور ایستادگی، عدالتخواهی و مشتهای گرهکرده در برابر ناعدالتی است.
در نهایت، مبارزه نشاندهنده پویایی و روحیه تسلیمناپذیری انسان در برابر تمام موانع داخلی و خارجی است که در برابر صلح، سازش و انفعال قرار میگیرد.