معنی
در زبان فارسی، مِس به یک عنصر شیمیایی فلزی با عدد اتمی ۲۹ گفته میشود که به دلیل رسانایی بالا و چکشخواری در صنایع مختلف کاربرد دارد. در زبان فارسی کهن نیز گاه به معنای بزرگ و مهتر به کار رفته است. از سوی دیگر، مَسّ یک واژه وامگرفته از زبان عربی است که به معنی دست زدن، سودن، لمس کردن و یا رسیدن اثر و عذابی به انسان به کار میرود.
یعنی چه
این کلمه بسته به ریشه خود دو مفهوم کاملاً مجزا دارد؛ اگر فارسی باشد، مقصود همان فلز سرخرنگ و ظروف مسی و سیمهای برق است. اگر با ریشه عربی و تشدیدِ سین (مَسّ) خوانده شود، به معنای تماس فیزیکی، جنون و دیوانگی، و یا برخورد و اصابت یک پیشامد است.
مترادف
برای واژه فارسی مس (فلز) معادل عربی آن «نحاس» است. برای واژه عربی مَس نیز واژههایی چون لمس، برخورد و مالش مترادف محسوب میشوند.
متضاد
برای خودِ فلز مس متضاد دقیقی در لغتنامهها وجود ندارد، اما برای معنای عربی آن (تماس و مساس)، واژههایی مانند دوری، انفصال و جدایی به عنوان متضاد کاربرد دارند.
هم خانواده
واژههای مسی، مسین و مسگر از ریشه فارسی مس (فلز) ساخته شدهاند. واژههای تماس، ملموس، لامسه و مماس نیز همخانوادههای واژه عربی مَسّ (از ریشه ثلاثی مسس) هستند.
ریشه
واژه مس در معنای فلزی آن، ریشه در زبان پهلوی (پارسی میانه) دارد که به صورت mas تلفظ میشده است. واژه مَسّ در معنای لمس و جنون، ریشه عربی دارد و از ماده ثلاثی مجرد «م س س» مشتق شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، پاسخ فلز سرخرنگ یا عنصر شماره ۲۹، خود کلمه «مس» با ۲ حرف است. گاهی نیز در جدولها معادل عربی آن یعنی «نحاس» یا واژه قرآنی آن یعنی «قطر» خواسته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به عنصر فلزی مس از واژه Copper استفاده میشود و برای اشاره به فعل یا اسم مَسّ (به معنی لمس کردن) واژه Touch به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مس
کلمه «مس» در زبان و ادبیات فارسی یک واژه ذووجهین با دو ریشه و معنای کاملاً متفاوت است. وجه اول و رایجتر آن در زندگی روزمره، اشاره به عنصر فلزی سرخرنگ، چکشخوار و بسیار رسانایی دارد که ریشه در پارسی میانه داشته و پایهگذار صنایع دستی کهنی چون مسگری است. در اخترشناسی و کیمیاگری کهن نیز این فلز جذاب به دلیل درخشندگیاش نماد سیاره ناهید (زهره)، زیبایی و باروری بوده است.
وجه دوم این کلمه، واژه وامگرفته شده از زبان عربی یعنی «مَسّ» است. این واژه در متون دینی و ادبی به معنای برخورد، سودن، لمس فیزیکی و در برخی بافتارها به عنوان کنایهای از جنون، دیوانگی یا اصابت آسیب و عذاب الهی به کار میرود. در قرآن کریم این واژه و مشتقاتش بیش از ۶۰ بار تکرار شدهاند که همگی مربوط به همین ریشه عربی (لمس و اصابت) هستند و برای فلز مس از واژگان دیگری مثل «قِطْر» استفاده شده است.