یعنی چه
«پلید زادگی» به معنی ولادت غیرمشروع، ناپاکزادگی و بداصلی است. این واژه در ادبیات و متون کهن علاوه بر معنای زیستی و نسبی، به صورت استعاری و کنایهای برای اشاره به فرومایگی، بدذاتی، خباثت ذاتی و دوری از حقیقت و پاکی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «پَلید زادَگی» (palid-zādegi) است که از ترکیب واژه حاصلمصدر مرکب ساخته شده است.
در جدول
این کلمه در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان راهنمای واژههایی چون ناپاکزادگی، حرامزادگی یا بدنژادی کاربرد دارد. خود واژه «پلید زادگی» دقیقاً ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن میتوان از واژههایی که به تبار نامشروع یا فرومایگی ذاتی اشاره دارند استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی ترکیبات مفیدی که به آلودگی نسب و خباثت ولادت اشاره دارند، دقیقترین معادلها برای این واژه هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق و مترادفهای این واژه در زبان فارسی عبارتند از: ناپاکزادی، حرامزادگی، ولدالزنایی، بدنژادی و فرومایگی ذاتی. در مقابل، واژههایی مانند پاکزادگی، حلالزادگی، اصالت و نجابت متضاد آن هستند.
در قرآن
ترکیب عینی «پلید زادگی» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، مفاهیم ریشهای و اخلاقی آن در قالب واژههایی چون «رِجْس» (پلیدی باطنی)، «خَبِیث» (ناپاک در مقابل طیب مانند آیه ۲۶ سوره نور) و واژه «زَنِیم» (کسی که به قومی چسبانده شده و بداصل/حرامزاده است - آیه ۱۳ سوره قلم) به عنوان هممعنای مفهومی دیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل پلید زادگی
واژه «پلید زادگی» یک حاصل مصدر مرکب در زبان فارسی است که از ریشهشناسی واژه اوستایی و فارسی میانه «پلید» (به معنی ناپاک و آلوده) به همراه پسوند «زادگی» تشکیل شده است. این واژه در لغتنامههای معتبری چون دهخدا به معنای ولادت نامشروع، بدنژادی و ناپاکی نسب ضبط شده است و تقابل آشکاری با اصالت و حلالزادگی دارد.
در ادبیات مکتوب و کهن فارسی، این اصطلاح بیشتر جنبه تمثیلی، اخلاقی و اجتماعی به خود میگیرد تا جنبه صرفاً زیستی. شاعران و نویسندگان کلاسیک از این واژه برای نشان دادن فرومایگی ذاتی، تیرگی درون، شرارت ریشهدار و ذات غیرقابل اصلاح انسانهای بدسرشت در برابر پاکیها و فضایل انسانی استفاده کردهاند.