یعنی چه
الزغبه در لغت به معنای کرک، پرز، یا موی نرم تازه روییده بر بدن نوزاد انسان یا جوجه پرندگان است. همچنین در زیستشناسی به نوعی جاندار کوچک از راسته جوندگان به نام موش زمستانخواب یا سنجابک اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه با تلفظ اصلی عربی به صورت «الزُّغْبَة» (Ez-Zuğbe) با ضمه روی حرف زاد/ز و سکون غین خوانده میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، این کلمه ۶ حرفی به عنوان معادل موش زمستانخواب یا کرک و پرز لطیف شناخته میشود.
به انگلیسی
بسته به کاربرد متن، در معنای جانورشناسی معادل Dormouse و در معنای ظاهری معادل کلماتی چون Down یا Fluff است.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و از ریشه «ز غ ب» مشتق شده که به جوندگان خاص یا موهای بسیار ریز اشاره دارد.
به فارسی
دقیقترین برگردانهای فارسی برای این واژه شامل سنجابک و غفشه (در معنای حیوانی) و کرک یا پرزک (در معنای لغوی) است.
نماد چیست
الزغبه یا همان موش زمستانخواب در فرهنگ نمادشناسی به دلیل خواب زمستانی چندماههاش نماد تنبلی، خوابآلودگی و صلحطلبی است. ریشه لغوی آن نیز نماد آغاز رشد و لطافت بیحد است.
جمعبندی و توضیح کامل الزغبه
واژه «الزغبه» یک کلمه اصیل با ریشه عربی (از ماده ز-غ-ب) است که دو کاربرد معنایی متمایز دارد. در معنای نخست لغوی، به پرز، کرک و موهای بسیار نرم و اولیه بدن نوزاد یا جوجه پرندگان اشاره دارد که مظهر لطافت و آغاز روییدگی است. در کاربرد دوم و علمی، نام نوعی جونده کوچک به نام موش زمستانخواب یا سنجابک (در فارسی کهن: غفشه) است.
این کلمه با همین ساختار به متون کهن ادب فارسی نیز راه یافته است؛ به طوری که جلالالدین محمد مولوی در دفتر چهارم مثنوی معنوی از آن برای تصویرسازی نفوذ مخفیانه و ریزِ کلام در گوش و دهان استفاده کرده است. الزغبه در قرآن کریم به کار نرفته و کاربرد آن صرفاً در لغتشناسی عمومی و متون ادبی مشهود است.
در بازیهای فکری و جدول، الزغبه به عنوان یک کلمه شش حرفی با پاسخهای کلیدی نظیر سنجابک یا کرک شناخته میشود. در نمادشناسی نیز به واسطه ویژگیهای زیستی این جاندار، مظهر زندگی پنهانی، آرامش و خواب طولانی به شمار میرود.