یعنی چه
دست آویختن یک مصدر مرکب در زبان و ادبیات فارسی است که در مفهوم لغوی به معنای چنگ زدن با دست و آویزان شدن به چیزی است. در کاربرد کنایی و ادبی، این واژه به معنای متوسل شدن، دست به دامن شدن و متمسک شدن به کسی یا چیزی برای نجات، پناه گرفتن یا یاری خواستن به کار میرود؛ مانند غریقی که برای نجات یافتن به هر تختهپارهای چنگ میزند.
تلفظ
تلفظ دقیق این مصدر مرکب به صورت «دستْ آویخْتَن» (dast-āvixtan) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند «چنگ زدن»، «تمسک» یا «توسل» به عنوان راهنما برای این واژه ۹ حرفی میآیند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، از افعالی که نشاندهنده گرفتن فیزیکی یا توسل معنایی هستند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفهوم این واژه با کلماتی از ریشه عصم و شبث همخوانی کامل دارد.
به فارسی
برابرهای فارسی و واژههای مترادف آن شامل چنگ در زدن، دست یازیدن، آویختن، وانهادن (متضاد)، دست شستن (متضاد) و رها کردن (متضاد) است. از نظر ریشهشناسی، «دست» از فارسی باستان (dasta) و «آویختن» از فارسی میانه (āwēxtan) به معنای معلق کردن و پیچیدن گرفته شده است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و عرفانی، این عبارت نماد درماندگی انسان و تلاش آخر او برای نجات است؛ همچنین به عنوان نماد توکل، تسلیم و نیاز مرید به دستگیری پیر یا خداوند شناخته میشود. سعدی شیرازی در شعر خود به زیبایی این حالت درماندگی را تصویر کرده است: «نادان همه جا با همه خلق آمیزد / چون غرقه به هر چه دید دست آویزد».
جمعبندی و توضیح کامل دست آویختن
عبارت «دست آویختن» یک مصدر مرکب و کنایه ارزشمند در زبان و ادبیات فارسی است که ریشه در واژگان اصیل فارسی باستان و میانه دارد. این اصطلاح در معنای فیزیکی به چنگ زدن و آویزان شدن با دست اشاره دارد، اما در متون کهن و نظم و نثر فارسی بیشتر در معنای استعاری یعنی متوسل شدن، دستبهدامن شدن و پناه بردن به کسی یا چیزی برای رهایی از سختی یا دستیابی به نجات به کار میرود.
اگرچه خود این ترکیب لفظی در قرآن کریم نیامده است، اما مفهوم دقیق آن با واژههای قرآنی والایی همچون «اعتصام» پیوند خورده است؛ چنان که در آیه ۱۰۳ سوره آلعمران تعبیر «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ» دقیقاً به معنای چنگ زدن و دست آویختن به ریسمان الهی ترجمه میشود. در عرفان نیز این واژه نمادی از تسلیم مطلق و نیاز سالک به هدایت و دستگیری است.