یعنی چه
این واژه به معنی پدید آوردن روشنایی، افروختن شدید و گُر گرفتن آتش یا چراغ است. در مفهوم مجازی، به تغییر حالت چهره و سرخ شدن رخسار از شدت خشم، یا رونق گرفتن و گرم شدن بازار و یک کار اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ این واژه از ترکیب پیشوند «بَر» و فعل «فروزیدن» (از ریشه افروختن و فروزان) ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این واژه بر اساس تعداد حروف دقیقاً ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
برای مفاهیم فیزیکی آتش از واژههای مرتبط با اشتعال و برای حالات چهره از واژههای مربوط به سرخ شدن استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به سیاق متن، از ریشههای شعل، وقد و حدام برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن شامل افروختن، تابیدن، منور کردن، گُر گرفتن و خشمگین ساختن است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و متون عرفانی، این واژه نماد از بین بردن تاریکی، تجلی نور حق، آغاز یک تحول بزرگ و همچنین غلیان احساساتی چون عشق ناگهانی یا خشم سوزان است.
جمعبندی و توضیح کامل بر فروزیدن
واژهٔ «بر فروزیدن» (یا شکلهای همبستهاش مانند برافروختن و برفروختن) از نظر زبانشناسی فارسی از ترکیب پیشوند تأکیدی «بر-» و ریشهٔ فعلی «فروز/افروز» ساخته شده است. این ریشه که در فارسی میانه به صورت ایجاد روشنایی و شعله کاربرد داشته، سیر تحولی جذابی دارد؛ به طوری که در ادبیات کلاسیک هم به معنای مادیِ روشن کردن آتش و چراغ و هم به معنای معنوی و مجازیِ برانگیختن غلیان احساسات، عصبانیت و سرخ شدن چهره به کار میرود.
استفاده از این واژه بیشتر جنبهٔ ادبی، عرفانی و حماسی دارد و در زبان روزمره کمتر به این صورت فعلی شنیده میشود. با این حال، مفاهیم همخانوادهٔ آن نظیر فروغ، فروزان و برافروخته کماکان در زبان فارسی امروز بسیار پویا و زنده هستند.