یعنی چه
این اصطلاح به معنای برطرف کردن کاستیها، پروردن و ارتقا دادن یک شیء، مفهوم یا انسان به بالاترین سطح ممکن از پختگی و تمامیت است.
تلفظ
تلفظ واژه به صورت فتحة بر ک و م در «کمال» و فتحة بر ب و ش در «بخشیدن» است.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، این مفهوم معمولاً با عباراتی چون تکمیل کردن، اتمام یا به کمال رساندن همپوشانی دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم از افعالی استفاده میشود که نشاندهنده ارتقای کیفیت به بالاترین حد ممکن یا به پایان رساندن یک فرآیند هستند.
به عربی
در زبان عربی مصادرهایی که از ریشه «کمل» و «تمم» مشتق شدهاند، دقیقاً همین معنای رفع نقص و رساندن به نهایت غایت را افاده میکنند.
در قرآن
عین عبارت ترکیبی و فارسی «کمال بخشیدن» در متن قرآن وجود ندارد؛ اما این مفهوم ارزشمند بارها به کار رفته است. بارزترین نمونه آن در آیه ۳ سوره مائده است که میفرماید: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي»؛ یعنی امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم (به آن کمال بخشیدم).
نماد چیست
در فرهنگ نمادها، نشان رسمی مستقیم برای این ترکیب فعلی وجود ندارد؛ اما خودِ مفهوم کمال در ادبیات عرفانی و فلسفی، نماد سیر از نقص به سوی معرفت، تکامل نفس، و در هندسه و اساطیر با دایره کامل، سنگ فلاسفه و اعدادی چون ۷ و ۱۰ پیوند خورده است.
جمعبندی و توضیح کامل کمال بخشیدن
واژه «کمال بخشیدن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «کمال» (به معنی تمامیت و حد نهایی) و فعل اصیل فارسی «بخشیدن» (به معنی عطا کردن و دادن) ساخته شده است. این اصطلاح در ادبیات مکتوب و کهن فارسی، از جمله در اشعار ناصرخسرو، به معنای زدودن کاستیها از یک شیء یا پدیده و رساندن آن به عالیترین رتبه ممکن به کار رفته است.
از دیدگاه فلسفی و عرفانی، کمال بخشیدن اشاره به یک فرآیند پویا دارد که در آن موجودیتها از مرتبه نقص به سوی تجلیِ تام حرکت میکنند. این مفهوم در اندیشه اسلامی با مفاهیمی چون «اتمام نعمت» پیوند تنگاتنگی دارد و نشاندهنده به فرجام رساندن خیر و برکت برای انسان است.
در کاربردهای روزمره و معاصر نیز این اصطلاح زمانی به کار میرود که فردی قصد دارد کار، اثر هنری، یا پروژهای را فراتر از استانداردهای عادی ارتقا داده و آن را به نحو احسن و بدون کوچکترین نقصی به سرانجام برساند.