یعنی چه
ماطل در لغت به معنی امروز و فردا کننده، تعللکننده و دفعالوقتکننده است. این واژه بیشتر برای کسی به کار میرود که در ادای حقوق، وظایف یا پرداخت بدهیهای خود به دیگران درنگ و سستی میکند و کار را عقب میاندازد.
تلفظ
این کلمه به صورت مَاطَل یا مَاطِل (با تلفظ م-ا-ط-ِ-ل) خوانده میشود و یک واژه با ریشه عربی است که به عنوان اسم فاعل در زبان فارسی به کار میرود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند «امروز و فردا کننده»، «درنگکننده»، «تعللکننده» یا «کسی که در پرداخت وام و بدهی دفعالوقت میکند» به واژه ۴ حرفی «ماطل» اشاره دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای مفهوم شخص تعللکننده عمومی از Procrastinator و در بافتهای مالی و حقوقی برای کسی که بدهی خود را به موقع نمیدهد از Defaulter استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی که ریشه اصلی این کلمه است، واژههای المماطل و المسوف دقیقاً همین معنای دفعالوقت و به تأخیر انداختن کارهای واجب یا دیون را افاده میکنند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای صفت فرد تعللکننده از کلماتی مانند Geciktiren یا Erteleyen و برای توصیف عمل سر دواندن و معطل کردن دیگران از فعل Oyalamak استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این کلمه شامل عباراتی چون «امروز و فردا کننده»، «درنگکننده»، «تعللکننده»، «دفعالوقتکننده» و در بافتهای مالی «بدحساب» یا «دیرکردکننده» است.
نماد چیست
واژه ماطل یک صفت رفتاری و حقوقی است و نماد مادی یا مذهبی خاصی در فرهنگها ندارد. در کاربردهای استعاری و هنری مدرن، مفاهیمی چون ساعت شنی، کارهای نیمهتمام، یا گره کور میتوانند نمادی از حالت مماطله و ماطل کردن باشند.
جمعبندی و توضیح کامل ماطل
واژه «ماطل» یک اسم فاعل عربی از ریشه (م-ط-ل) است که وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. این کلمه در اصطلاح به کسی اطلاق میشود که کارهای خود را عمداً عقب میاندازد یا در ادای حقوق و بدهیهای خود به دیگران امروز و فردا میکند. در ادبیات مکتوب و فقهی، عمل این شخص را «مماطله» یا «مطل» مینامند که نوعی اخلاق ناپسند یا تخلف حقوقی به شمار میرود.
اگرچه این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم مرتبط با آن در احادیث مشهور فقهی به چشم میخورد؛ مانند حدیث نبوی معروف که امروز و فردا کردن شخص توانگر در پرداخت دینش را نوعی ظلم میداند. در زبان فارسی، ترکیب «ماطل کردن» نیز به معنای معطل کردن، طفره رفتن و سر دواندن کاربرد دارد.