یعنی چه
واژهٔ فزاره در زبان عربی به معنای پلنگ ماده یا گوسفند چاق و فربه است. همچنین در تاریخ اسلام، این کلمه نام یکی از قبایل بزرگ و معروف عرب از قبیلهٔ غطفان (بنو فزاره) به شمار میرود که در نجد شبهجزیره عربستان سکونت داشتند.
تلفظ
این کلمه در زبان اصلی خود به صورت فَزارَه (با فتح حرف فاء و زاء) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، از این واژه به عنوان نام قبیلهای در صدر اسلام یا به معنی مادهپلنگ یاد میشود که پاسخی ۵ حرفی است.
به انگلیسی
برای اشاره به قبیلهٔ تاریخی از عبارات Fazara یا Banu Fazara استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالت عربی دارد و در متون عربی به همین صورت «فزارة» نوشته میشود.
به فارسی
این کلمه در لغتنامههای معتبر فارسی مثل دهخدا به عنوان یک مدخل مستقل فارسی با معنی لغوی اصیل ثبت نشده است؛ بلکه به عنوان یک اسم خاص عربی (نام قبیله یا اشخاص) وارد متون تاریخی فارسی شده است. البته واژهٔ «فِزار» (بدون هاء) در فارسی کهن گاهی به عنوان مخفف افزار و ابزار به کار رفته که با فزارة عربی متفاوت است.
نماد چیست
این واژه به دلیل ریشهاش، در فرهنگ وجه تسمیه عربی نمادی از پلنگ ماده یا ویژگیهای مرتبط با آن بوده و به عنوان اسم جد این قبیله (فزارة بن ذبیان) انتخاب شده است.
جمعبندی و توضیح کامل فزاره
واژهٔ «فزاره» اصالتاً یک واژهٔ فارسی نیست، بلکه اسمی با ریشهٔ عربی است که در لغت به معنای «مادهپلنگ» یا گوسفند فربه است. در کاربرد شناختی و تاریخی، این کلمه بیشتر به عنوان اسم علم برای «بنو فزاره»، یکی از قبایل بزرگ و مشهور اعراب عدنانی در دوران پیش از اسلام و صدر اسلام شناخته میشود که در حوادث تاریخی صدر اسلام نظیر جنگ خندق نیز نامشان مطرح شده است.
در واژهنامههای معیاری چون دهخدا، معین و عمید، این کلمه به عنوان واژهٔ مستقل فارسی جایگاهی ندارد و تداخل آن با واژهٔ فِزار (به معنی ابزار) نباید موجب اشتباه شود. بنابراین، حقیقت اصلی این واژه در قالب یک اسم خاص تاریخی و عربی خلاصه میشود.