یعنی چه
در اصطلاح اصول فقه، قبح تجری به معنای ناپسند بودن و زشتیِ عقلیِ اقدام انسان بر مخالفت با دستورهای الهی یا اخلاقی است، بر اساس قطع یا گمانی که به حرمت آن دارد؛ حتی اگر در واقعیت و پس از عمل مشخص شود که آن کار اساساً گناه یا حرام نبوده است. در واقع، این اصطلاح زشتی نیتِ معصیت و جسارت اخلاقی فرد را مورد بررسی قرار میدهد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه عربی ساخته شده و به صورت «قُبْحِ تَجَرِّی» خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح فقهی و اصولی با توجه به تعداد حروف، «قبح تجری» (دارای ۷ حرف) یا واژه «تجری» به تنهایی است.
به عربی
این اصطلاح کاملاً ریشه در فقه و کلام اسلامی دارد و در زبان عربی به همین صورت یا با عبارت «قبح التجرؤ» به کار میرود.
به فارسی
معادل روان فارسی این ترکیب، «زشتیِ گستاخی بر مولا» یا «ناپسندیِ بیپروایی و دلیری در نافرمانی» است که نشاندهنده قباحت باطنی نیت فرد است.
در قرآن
ترکیب «قبح تجری» به صورت مستقیم در متن قرآن کریم ذکر نشده است. با این حال، دانشمندان اصول فقه برای بررسی این قاعده به آیاتی استناد میکنند که به مؤاخذه انسان بر اساس نیت، قصد و احوال قلب اشاره دارند؛ مانند آیه ۲۲۵ سوره بقره که میفرماید خداوند شما را به آنچه دلهایتان کسب کرده است مؤاخذه میکند.
جمعبندی و توضیح کامل قبح تجری
قبح تجری یکی از مباحث دقیق و عمیق در علم اصول فقه و کلام اسلامی است که به سنجش رابطه اخلاق، نیت و عمل میپردازد. تجری در لغت به معنای گستاخی و دلیری است و در اصطلاح زمانی رخ میدهد که فردی با اعتقاد به اینکه کاری حرام است (مثلاً نوشیدن مایعی به یقینِ شراب بودن)، آن را مرتکب شود اما در واقعیت معلوم شود که آن مایع آب بوده و گناهی رخ نداده است. فیلسوفان و فقیهان در این بحث بررسی میکنند که آیا نفسِ این جرأت و نیت نافرمانی، عقلاً زشت و مستحق سرزنش است یا خیر.
بسیاری از علمای اصول فقه معتقدند که اگرچه در عالم واقع گناهی (مانند شرب خمر) صورت نگرفته، اما از نظر عقل عملی، اقدام به این کار نشاندهنده هتک حرمت مولا و خروج از حالت بندگی است. بنابراین، فاعلِ آن به خاطر داشتنِ نیتِ فاسد و گستاخیاش مستحق ملامت و سرزنش عقلانی است. این مفهوم در حقوق مدرن غرب نیز شباهت زیادی به بحث «جرم محال» یا اقدام به جرمی دارد که به دلیل شرایط خاص، امکان وقوع خارجی پیدا نکرده است.