یعنی چه
این واژه در وجه کنایی به انسانی اشاره دارد که با جرأت، رک و بیباک مقاصد خود را بیان میکند و سرزباندار است. همچنین در اصطلاح پرندهشناسی سنتی، به پرندهای (مانند قناری یا سهره) میگویند که آوازها و ردیفهای صوتی خاصی را یاد گرفته و خوشخوان است. در فرهنگ عامه نیز گاه به دام پرخور و خوشاشتها اطلاق میشود.
تلفظ
تلفظ این واژه ترکیبی از دو بخش «دهن» (مخفف دهان) به کسر یا فتح دال و فتح هاء، و «دار» (بن مضارع داشتن) است.
در جدول
واژه «دهن دار» در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «زبانآور»، «پرگو» یا «پرنده خوشآواز» کاربرد دارد و دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، اگر منظور فرد رک و صریح باشد از واژه Outspoken و اگر منظور پرنده آوازخوان باشد از معادلهای موسیقایی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم این واژه کنایی، از ترکیباتی که به جسارت زبان یا فصاحت و بلاغت فرد اشاره دارند، استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای فارسی این واژه شامل زبانآور، رکگو، بیپردهگو، جسور در گفتار و در حوزه پرندگان شامل خوشخوان و خوشنغمه است. متضادهای آن نیز کمحرف، خاموش، مأخوذبهحیا و بدخوان هستند.
نماد چیست
این کلمه در ادبیات و فرهنگ عامه نماد بارز جرأت در سخن، زبانبازی یا بلاغت است. بار معنایی آن میتواند مثبت (فصاحت و قدرت بیان) یا منفی (بیپروایی و پررویی در کلام) باشد.
جمعبندی و توضیح کامل دهن دار
واژه «دهندار» یک ترکیب وصفی و کنایی اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب اسم «دهن» (مخفف دهان) و بن مضارع «دار» (از مصدر داشتن) ساخته شده است. این واژه در دو حوزه کاملاً متفاوت کاربرد رایج دارد؛ در روابط اجتماعی به انسانی اطلاق میشود که بسیار رک، صریح، بیباک و سرزباندار است و بدون واهمه مقاصد خود را بیان میکند. در مقابل، در سنت پرندهشناسی عامیانه، به پرندگان آوازخوانی مثل قناری و سهره گفته میشود که ردیفها و آوازهای استادانهای را فرا گرفتهاند.
بررسی منابع لغوی معتبر نظیر لغتنامه دهخدا نشان میدهد که این واژه فاقد هرگونه ریشه یا کاربرد قرآنی و عربی بوده و ساختار آن کاملاً ایرانی است. بسته به بافت کلام، دهندار میتواند بار معنایی مثبتی چون فصاحت و شجاعت در بیان داشته باشد یا به عنوان یک صفت منفی برای اشاره به پررویی و پرحرفی به کار رود.