یعنی چه
این واژه در لغت به معنای هر چیزی است که پرداخت شده، جلا یافته و سطح آن چنان صاف و شفاف شده باشد که نور یا تصاویر را منعکس کند. به صورت استعاری و مجازی نیز به سخن آراسته و فصیح یا انسان مهذب و تربیتشده اطلاق میشود.
تلفظ
این کلمه با فتح مِیم، سكون صَاد، ضم قاف و واو کشیده تلفظ میشود و در اصل یک واژهٔ معرفه عربی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ المصقول به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «صیقلخورده» یا «براق شده» به صورت ۷ حرفی کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای انتقال دقیق مفهوم این واژه در زبان انگلیسی از صفاتی استفاده میشود که بر ویژگی درخشندگی و صاف بودن سطح دلالت دارند.
به عربی
از آنجا که خود واژه اصالتاً عربی و اسم مفعول از ریشه «ص ق ل» است، مترادفهای هممعنی آن در این زبان بر پاکیزگی، درخشش و زدودن زنگار تأکید دارند.
به فارسی
در زبان فارسی، این کلمه بیشتر بدون حرف تعریف «ال» و به صورت «مصقول» در متون کهن ادیبانه و عرفانی به کار رفته و معادل واژههایی چون صیقلی، براق و پاکیزه است.
در قرآن
با بررسی منابع لغوی و قرآنی، مشخص است که کلمه المصقول و ریشه سه حرفی آن (ص ق ل) در متن مصحف شریف کاربرد و سابقهای ندارد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و سلوک معنوی، المصقول نماد روحی است که در اثر ذکر، تزکیه و دوری از رذایل، زنگارزدایی شده و مانند آینهای صاف و بیعیب، انوار و حقایق الهی را منعکس میکند؛ همانطور که مولانا میفرماید: «گفت من آیینهام مصقول دست / ترک و هندو در من آن بیند که هست».
جمعبندی و توضیح کامل المصقول
واژهٔ «المصقول» اسم مفعول معرفه از ریشه عربی «ص ق ل» است که در لغت به معنای هر شیء صیقلیافته، براق، جلا دادهشده و پاکشده از زنگار و ناهمواری است. این کلمه با اینکه ساختاری تماماً عربی دارد، در ادبیات کلاسیک و متون عرفانی فارسی جایگاه ویژهای یافته و هنرمندان و شاعران بزرگ از آن بهره بردهاند.
در ساحت استعاره و عرفان، المصقول بیش از هر چیز یادآور «آینهٔ دل» است؛ دلی که در اثر مجاهدت نفسانی و تزکیه، از سیاهیها پاک شده و آمادگی پذیرش و انعکاس فیوضات ربانی را پیدا کرده است. این کلمه در زبانهای دیگر مانند انگلیسی با مفاهیمی نظیر Polished همپوشانی دارد و در حل جدولهای کلمات متقاطع نیز به عنوان یک واژهٔ هفتحرفیِ کهن شناخته میشود.