یعنی چه
واژهای است برای اشاره به بیش از نیمی از یک کل، تعداد زیادی از افراد یا چیزها، و یا غالب یک مجموعه.
مترادف
این کلمات بیشترین شباهت معنایی را با اکثر دارند و نشاندهنده فراوانی عددی یا مقداری هستند.
متضاد
کلماتی که مفهوم کمی، نقصان و بخش کوچکتر یک مجموعه را در مقایسه با اکثر رسانند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی (ک-ث-ر) در زبان عربی مشتق شدهاند.
در جدول
کلمه اکثر دقیقاً ۴ حرف دارد و معمولاً به عنوان پاسخ برای سوالاتی با عنوان «بیشتر» یا «اغلب» در جدولها کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای رساندن مفهوم اکثر در زبان انگلیسی، بسته به موقعیت جمله از واژههای فوق استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که خود واژه اکثر ریشه عربی دارد، در این زبان نیز دقیقاً به همین صورت یا به شکل هممعنیهایش به کار میرود.
به فارسی
برگردانهای اصیل و واژگان فارسی سره که میتوانند به جای واژه عربیتبارِ اکثر استفاده شوند.
در قرآن
کلمه «أَکْثَرَ» و مشتقات آن مانند «أَکْثَرُهُمْ» بارها در قرآن کریم به کار رفته است. در بسیاری از آیات، این واژه در توصیف غفلت، غیبتِ دانش یا ناسپاسی بیشتر مردم استفاده شده است؛ مانند آیه ۱۸۷ سوره اعراف: «...وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ» (ولی بیشتر مردم نمیدانند).
جمعبندی و توضیح کامل اکثر
واژه «اکثر» یک صفت تفضیلی بر وزن «افعل» است که از ریشه عربی (ک-ث-ر) به معنای فراوانی و زیادی گرفته شده است. این کلمه در زبان فارسی جایگاه بسیار مستحکمی دارد و برای بیان برتری عددی، مقداری یا حجمی یک گروه و بخش بر بخش دیگر به کار میرود. کلماتی مانند اغلب و بیشتر نزدیکترین معادلها به آن هستند.
در حوزه مطالعات قرآنی و متون اخلاقی، اکثر معمولاً به توده مردم یا اکثریت عددی اشاره دارد و در بسیاری از موارد با لحنی هشدارآمیز درباره پیروی کورکورانه از نظر عموم یا غفلتِ اکثریت جامعه سخن میگوید. در کاربردهای مدرن و علوم اجتماعی نیز این واژه پایه و اساس مفاهیمی چون اکثریت و تسلط عددی در ساختارهای دموکراتیک و آماری است.