یعنی چه
مغتبط صفت فاعلی از باب افتعال است و به کسی گفته میشود که به خاطر داشتن نعمتی یا دیدن حال خوش دیگران، بدون تمنای زوال نعمت آنها، دچار شادی، خرسندی و حال خوب میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مُغْتَبِط (ضمه روی میم، سکون روی غین، فتحه روی تاء و کسره زیر باء) است.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلماتی مانند شادمان، خشنود، مسرور و غبطهخورنده به عنوان هممعنی کاربرد دارند و خود واژه مغتبط دارای ۵ حرف است.
به انگلیسی
بسته به باقتار متن، اگر منظور شادمانی باشد از کلمات تحسینآمیز و خوشحالی، و اگر منظور رشک بردن پاک و مثبت باشد از اصطلاح benign envy استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه کاملاً عربی دارد و در متون فصیح عربی نیز به همین صورت یا با مترادفهایی چون فرح و مسرور به کار میرود.
به فارسی
در زبان فارسی سره و روان میتوان معادلهایی چون شادمان، خشنود، فرحناک، خرسند و غبطهخورنده را برای آن قرار داد.
در قرآن
واژه مُغْتَبِط یا ریشه ثلاثی مجرد آن (غبط) در متن قرآن وجود ندارد؛ اما مفاهیم ضد حسادت و رضایت به نعمات الهی به طور غیرمستقیم در آیات متعددی مورد توجه قرار گرفته است. همچنین نباید آن را با ریشه «حبط» (باطل شدن اعمال) اشتباه گرفت.
نماد چیست
این کلمه مابه ازای مادی یا نماد سنتی در طبیعت ندارد، اما در ادبیات اخلاقی و روانشناختی نماد سلامت روان، دلِ سالم نسبت به دیگران و آرامش درونی است.
جمعبندی و توضیح کامل مغتبط
واژه مُغْتَبِط یک صفت فاعلی ریشهدار در زبان عربی است که وارد متون کهن و ادبی زبان فارسی شده است. این کلمه به معنای کسی است که از دیدن نعمات، موفقیتها و خوشبختی خود یا دیگران غرق در شادمانی و سرور میشود؛ بدون اینکه قلباً آرزوی نابودی یا زوال آن نعمت را از دست دیگری داشته باشد.
تفاوت بنیادین این واژه با حسادت در همین نکته اخلاقی نهفته است؛ مغتبط دچار «غبطه» یا رشک پاکیزه میشود که یک صفت پسندیده و مایه حرکت به جلو است، در حالی که حسود خواهان نابودی داشتههای دیگران است. این واژه در جدولها و متون ادبی مترادف با خشنود، مسرور و فرحناک قلمداد میشود.