یعنی چه
این عبارت به معنای مادیِ لمس کردن و قرار دادن دست بر روی یک شیء یا شخص است. در مفهوم کنایی و اصطلاحی نیز به معنای برگزیدن، انتخاب کردن، تحت اختیار گرفتن یا معطوف کردن تمرکز و انگشت گذاشتن روی یک مسئله حساس و مشخص به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «دَست گُذاردَن» است که در گفتار روزمره و معاصر بیشتر به شکل «دست گذاشتن» (dast gozāštan) ادا میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدولهای متقاطع خودِ واژه «دست گذاردن» با ۹ حرف است. همچنین با توجه به طراح جدول، معادلهایی نظیر لمس کردن یا انتخاب کردن نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن، عبارات متفاوتی استفاده میشود؛ برای معنای مادی از touch یا lay hands on و برای معنای کنایی از single out یا choose استفاده میگردد.
به فارسی
واژههای مترادف و جایگزین فارسی آن شامل برگزیدن، تعیین کردن، مشخص نمودن، دست سودن، اشاره کردن و در برخی بافتها دخالت کردن یا واگذار کردن است. متضادهای آن نیز دست برداشتن، رها کردن و صرفنظر کردن هستند.
در قرآن
عبارت ترکیبی «دست گذاردن» به صورت یک اصطلاح لغویِ صریح در متن قرآن کریم نیامده است. با این حال، از نظر معنایی و نمادین، با مفاهیمی چون «مسح» در وضو و «بیعت» (مانند آیه ۱۰ سوره فتح: یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ) که با قرار دادن دستها همراه بوده، مطابقت مفهومی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل دست گذاردن
واژه «دست گذاردن» یا شکل رایجتر آن «دست گذاشتن»، یک فعل مرکب اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب دو بخش «دست» (عضو بدن) و «گذاردن/گذاشتن» (قرار دادن) پدید آمده است. این عبارت در دو سطح مادی و کنایی کاربرد دارد؛ در سطح مادی به معنای لمس کردن و برقراری تماس فیزیکی است، اما در ادبیات روزمره و مکتوب، بیشتر کاربردی استعاری دارد.
در کاربرد کنایی، وقتی کسی روی شخص، کالا یا موضوعی دست میگذارد، به این معناست که آن را به طور قاطع انتخاب کرده، نشان کرده یا قصد تصاحب آن را دارد. همچنین این عبارت نمادی از تمرکز بر یک نقطه کلیدی یا آشکار کردن یک موضوع پنهان و حساس است که در تحلیلهای اجتماعی و گفتوگوها فراوان شنیده میشود.