یعنی چه
«کوژ» در زبان فارسی به معنی خمیده، منحنی، محدّب یا پشتخمیده است و «گشتن» در اینجا فعل اسنادی به معنی «شدن» یا «گردیدن» است. این عبارت معمولاً برای توصیف خمیدگی قامت انسان بر اثر کهنسالی یا سنگینی بار به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این عبارت از دو واژه تشکیل شده است: «کوژ» با مصوت بلند (او) و شبیه به واژه روز، و «گشتن» که به صورت فتحۀ گاف و سکون شین تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدولهای کلمات متقاطع خودِ «کوژ گشتن» با ۷ حرف است. بسته به طراح جدول، گزینههایی مثل کوژ شدن یا خمیدن نیز ممکن است مد نظر باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف حالت فیزیکی بدن از واژه hunch و برای مفاهیم عمومی هندسی و ساختاری از اصطلاحات مربوط به انحنا (curved) و تحدب (convex) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژههای مشتق از ریشه حنی (انحناء) و قوس (تقوس) به خوبی مفهوم خمیدگی و قوس برداشتن را منتقل میکنند.
به فارسی
مترادفهای دقیق فارسی این اصطلاح شامل واژگانی چون خمیدن، چفته شدن، دوتا شدن، منحنٰی شدن و گوژ شدن است که همگی دلالت بر تغییر حالت از وضعیت مستقیم به وضعیت منحنی دارند.
نماد چیست
در ادبیات منظوم و منثور فارسی، کوژ گشتنِ قامت (به ویژه شبیه شدن آن به کمان یا چنگ) نمادی تام و تمام از فرسودگی، کهنسالی، تسلیم در برابر گذر زمان و سنگینی بار غم و سختیهای روزگار است.
جمعبندی و توضیح کامل کوژ گشتن
عبارت «کوژ گشتن» یک ترکیب فعلی اصیل در زبان فارسی است که از واژهٔ ریشهدار «کوژ» (به معنی کج، منحنی و محدب) و فعل اسنادی «گشتن» (به معنی شدن) ساخته شده است. این اصطلاح در متون کهن و ادبیات فارسی جایگاه ویژهای دارد و سیر تحول آوایی آن نشان میدهد که با واژههایی چون کج، کژ و گوژ همریشه و همخانواده است.
این عبارت بیش از آنکه یک اصطلاح علمی یا هندسی ساده باشد، در فرهنگ و ادبیات فارسی حامل باری نمادین است. شاعران بزرگ معمولاً از کوژ شدن قامت برای تصویرسازی دوران پیری، ناتوانی جسمی و سنگینی بار غمهای جهان بر دوش انسان استفاده کردهاند و قامت خمیده را به وسایلی چون کمان تشبیه نمودهاند.