یعنی چه
دُردِ شراب (که گاهی به اشتباه دورد شراب نوشته میشود) به مواد ناخالص، تیره و غلیظی گفته میشود که پس از مدتی در ته خمره یا شیشهٔ شراب رسوب میکند. در ادبیات، این اصطلاح در مقابل «صافی» یا شراب زلال قرار میگیرد و به بخش کدر و ناخالص مایعات اشاره دارد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «دُرد» (با ضمهٔ حرف دال اول و سکون دال دوم) و «شراب» تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق این عبارت در جدول خودِ «دورد شراب» با ۸ حرف است. طراحان جدول ممکن است از واژههای جایگزین و کوتاهتری مثل لرد، لای یا ثفل نیز استفاده کنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به تهنشین و رسوبات باده یا هر مایع دیگری از این واژهها استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، واژهٔ پُسا (posa) یا تورتو (tortu) به معنی تفاله و رسوب است که در ترکیب با شراب به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل و مترادفهای فارسی این واژه شامل لرد، لای، لِزه، خَره، دارتو و در متون ادبی کهن «سُفالهٔ می» است.
در قرآن
ترکیب «دُرد شراب» در متن قرآن وجود ندارد. در توصیف نوشیدنیهای بهشتی در قرآن، مفاهیمی چون «رَحیقٍ مَختوم» (بادهٔ ناب و پاکِ مهرومومشده) به کار رفته که دقیقاً نقطهٔ مقابل دُرد، تیرگی و ناخالصی است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و شعر پارسی (بهویژه در اشعار حافظ، خیام و مولانا)، دُرد نماد رنج و تلخیهای روزگار در برابر صفای آسایش است. همچنین «دُردکشان» کنایه از رندان، قلندران و عارفان بااخلاص و متواضعی است که غرور ندارند و به کمترین سهم از مادیات دنیا قانع هستند.
جمعبندی و توضیح کامل دورد شراب
واژهٔ «دُرد» یک واژهٔ کهن و اصیل فارسی است که در زبان پهلوی نیز به صورت durd وجود داشته و به معنای رسوبات و ناخالصیهای تهنشینشده در مایعات است. ترکیب «دُردِ شراب» در حقیقت به تلخی و تیرگی انتهای خمره اشاره دارد که در ساختار ظاهری مایع نقص ایجاد میکند و در تقابل مستقیم با شراب صاف و زلال قرار میگیرد.
این اصطلاح در ادبیات کلاسیک و عرفان ایرانی بار معنایی بسیار عمیقی پیدا کرده است. شاعران بزرگی مانند حافظ و سعدی از آن برای نشان دادن مفاهیمی چون صبوری در برابر سختیها، فقر اختیاری، و فروتنیِ عارفانه استفاده کردهاند؛ جایی که دُردکشیدن نشان از تسلیم و ادراک عمیق حقیقت، فراتر از ظاهرِ فریبنده و زلال دنیا دارد.