یعنی چه
این واژه در متون ادبی و عرفانی به عنوان یک صفت مرکب کنایی به کار میرود و به کسی (مانند خواننده یا محبوب) که نغمه و صدای او به غایت شیرین و خوشآیند باشد، یا به خودِ موسیقی جانبخش و مطبوع اطلاق میشود.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه «شَکَر» (به فتح شین و کاف) و «سَماع» (به فتح سین) تشکیل شده است که به صورت سرهم یا جدا تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این ترکیب صفت کنایی دقیقاً ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
برای توصیف این ویژگی در زبان انگلیسی از صفتهایی که به شیرینی صدا و ملودیک بودن آن اشاره دارند، استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی این ترکیب شامل عباراتی چون خوشصدا، شیریننغمه، خوشنوا و مطبوعصوت است که همگی بر دلنشین بودن صدا دلالت میکنند.
در قرآن
ترکیب «شکر سماع» در قرآن وجود ندارد؛ هرچند واژه «شکر» (سپاسگزاری) و ریشه «سمع» (شنیدن) بارها و به وفور در آیات قرآن به کار رفتهاند.
نماد چیست
این واژه در ادبیات عرفانی نمادی از هنر و فصاحت پاک، موسیقی معنوی و جانبخش، و تجلی صدای معشوق آسمانی است که روح عاشق و سالک را به وجد و خلسه درمیآورد.
جمعبندی و توضیح کامل شکر سماع
واژه «شکرسماع» (یا شکر سماع) یک صفت مرکب کنایی و زیبا در ادبیات و فرهنگ عرفانی فارسی است. این اصطلاح به خواننده، نوازنده یا محبوبی اشاره دارد که نغمه، آواز یا ساز او به غایت شیرین، مطبوع و خوشآیند باشد. همچنین در مواردی به خودِ موسیقی و سماع دلپذیر و وجدآور نیز شکرسماع گفته میشود که روح انسان را صیقل میدهد.
از نظر ریشهشناسی، این کلمه ترکیبی از «شکر» (با ریشه فارسی/سانسکریت) و «سماع» (واژه عربی به معنی شنیدن و وجد صوفیانه) است. حکیم سنایی غزنوی در اشعار خود از این تعبیر بهره برده است، آنجا که میگوید: «در رود زند شکرسماعی / در کوی زند شکرسواری» که نشاندهنده اصالت ادبی این ترکیب در شعر کهن فارسی است.