یعنی چه
در ادبیات فارسی، رخ نهادن به معنای رو به سوی چیزی یا جایی کردن، حرکت کردن به سمتی و روانه شدن است. همچنین در متنهای شاعرانه و عرفانی به معنای آشکار شدن، جلوه کردن و چهره نمایاندن در برابر کسی به کار میرود.
تلفظ
این واژه از دو بخش «رُخ» (با ضمه روی حرف راء) و «نِهادَن» (با کسره روی حرف نون) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ مد نظر برای این عبارت در جدول خود واژه «رخ نهادن» با ۷ حرف یا مترادفهای آن مانند «روکردن» است.
به انگلیسی
بسته به متن و سیاق کلام، عبارات فوق دقیقترین معادلهای انگلیسی برای انتقال مفهوم این مصدر مرکب هستند.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم روی آوردن از تعابیری همچون اقبال و توجه استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای روان و اصیل این عبارت در زبان فارسی شامل روی آوردن، رو کردن، متوجه سویی شدن، عازم شدن و در متون ادبی رخ نمودن و پدیدار شدن است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و نمادین، «رخ» مظهر و نماد تجلی جمال الهی است. از این رو، رخ نهادن به یک سو نماد حرکت پرجذبه سالک به سمت حقیقت است. همچنین ترکیب کنایی «رخ بر رخ نهادن» نماد وصال، محو شدن عاشق در معشوق و مقام حیرت در سیر و سلوک است.
جمعبندی و توضیح کامل رخ نهادن
واژه «رخ نهادن» یک مصدر مرکب و اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب «رخ» (به معنی چهره، صورت یا جهت) و فعل کهن «نهادن» (به معنی گذاشتن و قرار دادن) ساخته شده است. این عبارت اگرچه در زبان معیار و گفتاری امروز کاربرد فراوانی ندارد، اما در متون کهن و ادبیات منظوم ساختاری کاملاً قابل تحلیل و پرمعنا دارد. معنای اولیه آن رو کردن و عازم شدن به سمتی است.
در نگاهی عمیقتر و با ورود به حوزه ادبیات کنایی و عرفان اسلامی، این واژه بار معنایی ویژهای به خود میگیرد. رخ در شعر عرفانی نماد تجلی خداوند و صفات لطیف اوست؛ بنابراین رخ نهادن کنایه از توجه قلبی به حقیقت، آشکار شدن جلوه معشوق و تسلیم زیبایی حق شدن است. همچنین در بازی شطرنج نیز این ترکیب تعابیر و استعارههای خاص خود را در تقابل مهره رخ و شاه پدید میآورد.