یعنی چه
در زبان رایج به معنای باعث، جهت و مایه وقوع یک کار است. در ریشه قدیمیتر و لغوی، به معنای رسن، طناب یا هر وسیلهای است که انسان را به مقصود یا جای دیگری متصل میکند و پیوند میدهد.
مترادف
این واژهها در متون مختلف میتوانند به جای سبب استفاده شوند و بیانگر ریشه یا عامل شکلگیری یک پدیده هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه ثلاثی مجرد (س ب ب) مشتق شدهاند و به مفاهیمی چون علتسازی، ابزارها و خویشاوندی غیرنسبی اشاره دارند.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است. در ریشه اصلی عربی به معنای طنابی است که با آن از چاه آب میکشند یا برای صعود از درخت خرما استفاده میشود؛ به همین دلیل مجازاً به هر وسیلهای که انسان را به هدفش برساند «سبب» میگویند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «سبب» معمولاً به عنوان راهنما برای پاسخهای ۳ حرفی نظیر «علت» یا معکوس آن استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، میتوان از واژههای کاملاً علمی (Cause) یا واژههای مرتبط با منطق و رفتار (Reason و Motive) استفاده کرد.
به عربی
خود واژه «سبب» در زبان عربی به وفور استفاده میشود و در قرآن کریم نیز ۹ بار به معانی مختلفی همچون طناب، راه صعود، پیوند و ابزارِ رسیدن به هدف به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل سبب
واژه «سبب» یکی از کلیدیترین کلمات در زبان فارسی، فلسفه و علوم مذهبی است که از ریشه عربی به معنای ریسمان و واسطه اتصال گرفته شده است. این واژه در مفهوم امروزی خود به هر گونه علت، دلیل یا انگیزهای اشاره دارد که پدید آمدن یک وضعیت یا رویداد را به دنبال دارد. در واقع هیچ اتفاقی در جهان بدون سبب رخ نمیدهد و این کلمه پایهگذار مفهوم علیت است.
در متون کهن و بهویژه در قرآن کریم، این کلمه ابعادی فراتر از معنای ذهنیِ «دلیل» دارد و گاه به معنای مادیِ طناب، راههای آسمانی و وسایل دستیابی به قدرت استفاده شده است. از این رو، نظام جهان را نظام اسباب و مسببات مینامند که در آن هر پدیدهای از طریق واسطهها و ابزارهای مشخص به نتیجه نهایی خود متصل میگردد.
بررسی همخانوادههای این واژه مانند اسباب و مسبب نشان میدهد که چگونه یک ریشه لغوی میتواند مفاهیمی از ابزارهای مادی زندگی گرفته تا علل پیدایش کل جهان هستی را در بر بگیرد. این کلمه به دلیل وضوح و گستردگی کاربرد، هم در مکالمات روزمره و هم در متون تخصصی علمی و عرفانی جایگاه ثابتی دارد.