یعنی چه
این واژه یک ترکیب نحوی عربی متشکل از سه جزء «بِـ» (حرف جر به معنای به/با)، «بَعْض» (جزء/پاره) و «ها» (ضمیر متصل مؤنث به معنای آن) است. در متنهای عربی و عبارات دینی بسته به موقعیت به دو صورت معنا میشود: یکی «به بخشی از آن» و دیگری در ساختارهای ترکیبی به معنای «با یکدیگر، نسبت به هم و در تعامل متقابل».
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب در زبان عربی و متون اسلامی به صورت «بِبَعْضِها» با کسر ب اول، فتح ب دوم، سکون ع، کسر ض و فتح ه همراه با الف مدی است.
در جدول
پاسخ مربوط به این واژه در جدول ۶ حرف دارد. در طراحهای جدول معمولاً به عنوان معادل عبارات قرآنی یا ترکیبهای عربی به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به اینکه در جمله به عنوان بخش پیشرو از یک کل (مؤنث) مطرح شود یا مفهوم تعاملی داشته باشد، از معادلهای فوق استفاده میشود.
به عربی
این واژه ذاتاً عربی است و در زبان مبدأ به عنوان یک ترکیب فصیح برای اشاره به اجزای یک کل مؤنث یا مفهوم متقابل کاربرد دارد.
به فارسی
در ترجمههای روان فارسی، این عبارت را به صورت «با بخشی از آن»، «به پارهای از آن» یا در ساختارهای پیوسته به صورت «با همدیگر» و «متقابلاً» برگردان میکنند.
در قرآن
این ترکیب دقیقاً با همین ساختار در آیه ۷۳ سوره بقره در داستان گاو بنیاسرائیل آمده است: «فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا» یعنی «پس گفتیم پارهای از آن [گاو ذبحشده] را به آن [مقتول] بزنید [تا زنده شود]». در اینجا ضمیر «ها» به کلمه مؤنث «بقرة» برمیگردد. اگرچه مفهوم کلی «بعض» به معنای یکدیگر در قرآن بسیار زیاد است، اما این فرم دقیق ساختاری همین یکبار ذکر شده است.
نماد چیست
از دیدگاه معناشناختی و در متون عرفانی یا اخلاقی، این واژه نمادی از پیوستگی اعضا، تعامل متقابل، ارتباط انداموار و وابستگی بخشهای مختلف یک سیستم یا جامعه به یکدیگر تلقی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ببعضها
واژه «ببعضها» یک لفظ یا واژه مستقل در زبان فارسی نیست، بلکه یک ترکیب کاملِ نحوی و ساختاری مشتقشده از زبان عربی است. این عبارت از سه بخش حرف جر «بِ»، اسم «بعض» و ضمیر مؤنث «ها» تشکیل شده و در متون ادبی، دینی و تفسیری فارسی به کار میرود.
معنای اصیل و ریشهای آن «به بخشی از آن» یا «با پارهای از آن» است، اما در بسیاری از متون و عبارات ترکیبی، مفهوم «با یکدیگر»، «متقابلاً» و «در تعامل با هم» را متبادر میکند. ریشه اصلی این واژه (ب ع ض) به معنای پارهپاره کردن و تفکیک جزء از کل است.
بنابراین هنگام مواجهه با این کلمه در جدولها یا کتب تفسیری، باید به مرجع ضمیر آن یا سیاق متن توجه کرد؛ چرا که مشهورترین کاربرد عینی آن در قرآن کریم مربوط به ماجرای گاو بنیاسرائیل در سوره بقره است که اشاره به زدن بخشی از گوشت گاو به مقتول دارد.