یعنی چه
این ترکیب از دو واژهٔ «تسبیح» (مهرههای ذکر) و «طیلسان» (نوعی ردا یا جامه بلند و گشاد که بزرگان و مشایخ بر دوش میانداختند) تشکیل شده است. در ادبیات فارسی، این عبارت مجازاً به پوشش، ابزار و لوازم صوفیگری، زهد و عبادت اشاره دارد که گاه در معنای مثبت و گاه کنایه از زهد ریایی است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [تَسبیح وَ طَیلَسان] است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، عبارت «تسبیح و طیلسان» دقیقاً ۱۲ حرف دارد و به عنوان اسباب و لوازم زهد و پارسایی شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه تسبیح به Prayer beads یا Rosary و واژه طیلسان به Cloak (ردا)، Mantle یا Robe ترجمه میشود.
به عربی
در زبان عربی این مفهوم را میتوان با ترکیب السُّبْحَة (مهرههای تسبیح) یا التسبيح (ذکر) همراه با الطَّيْلَسَان یا الرداء بیان کرد.
به فارسی
معادلهای اصیل و ترکیبی فارسی آن عبارتند از: خرقه و سجاده، دلق و سجاده، زهد و طاعت، یا لوازم درویشی.
در قرآن
واژه تسبیح و مشتقات ریشه «سبح» بیش از ۹۰ بار در قرآن کریم برای تنزیه و ستایش خداوند به کار رفتهاند. اما واژه «طیلسان» که ریشهای معرب از فارسی کهن دارد، در متن قرآن نیامده است.
جمعبندی و توضیح کامل تسبیح و طیلسان
ترکیب «تسبیح و طیلسان» یکی از تعابیر کنایی و نمادین برجسته در ادبیات فارسی و عرفانی است. تسبیح به عنوان وسیلهای برای شمارش اذکار و یاد خدا، نماد تقوا و خداترسی است؛ در حالی که طیلسان (جامه یا ردای بلندی که دانشمندان، قضات و مشایخ بر دوش میانداختند) نماد وقار، علم و جایگاه اجتماعی یا مذهبی شخص به شمار میرود. ترکیب این دو با هم، تصویری کامل از پوشش و ابزار یک زاهد یا صوفی را به نمایش میگذارد.
در اشعار شاعران بزرگ و منتقد نظیر حافظ، خاقانی و عطار، این ترکیب غالباً برای نقد «زهد ریایی» و ظاهرپرستی به کار رفته است. در این بافت، اشاره به تسبیح و طیلسان نشاندهنده کسانی است که از دین و عرفان تنها به ظاهرِ آن یعنی داشتن جامه (طیلسان) و ابزار عبادی (تسبیح) بسنده کردهاند و از حقیقت و باطن دینداری بیبهرهاند.