یعنی چه
ساوار در فرهنگ بومی و زبان کردی به معنی بلغور گندم است؛ یعنی گندمی که ابتدا جوشانده، سپس خشک و نیمکوب شده است تا در طبخ غذاها استفاده شود. علاوه بر این، در فیزیک و آکوستیک، ساوار یک واحد لگاریتمی قدیمی برای اندازهگیری فاصلههای صوتی و موسیقی است که به افتخار فلیس ساوار، فیزیکدان فرانسوی، نامگذاری شده است.
تلفظ
این واژه در معنای بومی و غذایی به صورت sāvār (یا sawār با واو کشیده) تلفظ میشود. در کاربرد علمی نیز تلفظ آن برگرفته از نام فیزیکدان فرانسوی، ساوار (Savart) است.
به انگلیسی
برای مفهوم غذایی از واژههای Bulgur یا Cracked wheat و برای مفهوم علمی و آکوستیک از واژه Savart استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی به بلغور گندم «بُرغُل» میگویند و واحد آکوستیک ساوار نیز به صورت «سافارت» برگردانده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی معادل معانی غذایی و علمی واژه به ترتیب Bulgur و Savart است.
به فارسی
واژه ساوار در فارسی معیار به عنوان کلمه مستقل رایج نیست، اما نزدیکترین معادلهای دقیق فارسی آن «بلغور»، «یارمه» یا «گندم خردشده» هستند.
نماد چیست
در حوزه فیزیک صوت و موسیقی، واحد ساوار را معمولاً با حرف یونانی سیگما ($\sigma$) نمایش میدهند. در حوزه غذایی و بومی، این واژه نماد خاصی ندارد و صرفاً نشاندهنده یک غذای سنتی و اصیل منطقهای است.
جمعبندی و توضیح کامل ساوار
واژه «ساوار» یک کلمه پنجحرفی با دو کاربرد و پیشینه کاملاً مجزا است. در یک سو، این واژه ریشه در فرهنگ غذایی بومی (بهویژه زبان کردی و اصالتاً وامواژهای از ارمنی) دارد و به معنی بلغور گندم یا همان گندم جوشانده و نیمکوب شده است که برای پخت غذاهای سنتی استفاده میشود. نباید این کلمه را با واژه «سوار» (به معنی اسبسوار) اشتباه گرفت.
در سوی دیگر، ساوار یک اصطلاح علمی و دانشگاهی در حوزه فیزیک و آکوستیک است. این اصطلاح برگرفته از نام فلیس ساوار، دانشمند فرانسوی است و به عنوان یک واحد لگاریتمی برای اندازهگیری فواصل صوتی در موسیقی به کار میرود که در متون علمی با نماد سیگما نمایش داده میشود.