یعنی چه
مجمرهگردان به کسی گفته میشود که در مجالس، مراسم آیینی یا دربار شاهان، ظرفی حاوی آتش و مواد خوشبوکننده (مانند عود، عنبر و اسفند) را حمل میکرده و در فضا میچرخانده تا محیط را معطر و پاکیزه کند.
تلفظ
این واژه به صورت مِجْمَرهگردان (mejmare-gardān) تلفظ میشود که از دو بخش مجمره (عربی) و گردان (فارسی) ترکیب شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول با موضوع عودسوز یا کسی که اسفند و عود میگرداند، واژه «مجمره گردان» با ۱۰ حرف یا جایگزینهای آن مانند «مجمردار» کاربرد دارد.
به عربی
در زبان عربی به کسی که ظرف بخور و عود را حمل و فضا را عطرآگین میکند، حامل المبخرة یا مبخر میگویند.
به فارسی
معادلهای اصیل و توصیفی فارسی این واژه شامل عباراتی چون آتشگردان، عودگردان، اسفندگردان و بخوردانگردان است که به همان حرفه اشاره دارد.
در قرآن
ترکیب «مجمرهگردان» یا واژه «مجمره» در قرآن وجود ندارد. با این حال، ریشه سه حرفی آن (ج-م-ر) به صورت جمع در کلمه «جمرات» (مناسک رمی جمرات در حج) در احادیث و مناسک اسلامی مطرح است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی (مانند اشعار حافظ)، مجمرهگردان نماد چاکری، فداکاری و پیامآوری بوی خوش است. همچنین در سنتهای کهن، گرداندن مجمره نمادی برای تطهیر فضا از انرژیهای منفی و دفع چشمزخم بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل مجمره گردان
واژه «مجمرهگردان» یک صفت مرکب فاعلی و ترکیبی از زبانهای عربی و فارسی است. بخش اول آن یعنی «مجمره» از ریشه عربی (ج-م-ر) به معنای آتشدان یا ظرف عودسوز است و بخش دوم آن «گردان» از مصدر فارسی گرداندن میآید. این واژه در گذشته به کارگزار یا خادمی اطلاق میشد که در مجالس شاهانه، اعیاد یا مراسم مذهبی، عود و اسفند را روی آتش میریخت و در میان جمعیت میچرخاند تا فضا را عطرآگین کند.
در ادبیات عرفانی و عاشقانه ایران، این اصطلاح جایگاه ویژهای دارد؛ شاعران بزرگی نظیر حافظ شیرازی از این تصویر برای توصیف زیبایی، عطر زلف یا خال معشوق بهره بردهاند. این واژه از نظر فرهنگی با مفاهیمی چون پاکسازی محیط، معنویت، زدودن آلودگیها و راندن چشمزخم گره خورده است و امروزه بیشتر کاربردی ادبی و تاریخی دارد.