یعنی چه
سازواره در اصطلاح علمی، فلسفی و زیستشناسی به معنای اندامواره، ارگانیسم یا هر کلِ سیستماتیک و ساختارمندی است که از اجزای مجزا اما وابسته به یکدیگر تشکیل شده و یک کل واحد و زنده را میسازد.
تلفظ
این واژه به صورت فتح در حرف آخر تلفظ میشود و از ترکیب «ساز» (بُن مضارع ساختن) و پسوند شباهت «واره» شکل گرفته است.
در جدول
در کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «موجود زنده یا ارگانیسم» کلمهٔ ۷ حرفی «سازواره» مد نظر است.
به انگلیسی
این واژه در متون علمی معاصر بیشتر به عنوان معادل دقیقی برای واژهٔ Organism در نظر گرفته میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به این مفهوم ساختاری و زیستی از این کلمات استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج این کلمه در زبان فارسی معاصر شامل اندامواره، اندامگان و زیستمند است که مفهوم یک ساختار هماهنگ حیات را میرسانند.
نماد چیست
در مفاهیم علمی و فلسفی، سازواره نمادی از ارتباط عمیق و تفکیکناپذیر میان اجزا برای بقای یک کلِ واحد است و مفهوم کلگرایی را در طبیعت تداعی میکند.
جمعبندی و توضیح کامل سازواره
واژهٔ «سازواره» یک واژهٔ نوساخته و اصطلاح علمی-فلسفی در زبان فارسی معاصر است که از ترکیب بخش «ساز» (از مصدر ساختن به معنای نظم و ترتیب) و پسوند شباهت «واره» تشکیل شده است. این کلمه به عنوان برابرنهادهای دقیق برای مفهوم ارگانیسم به کار میرود و بر هر سیستم یا موجود زندهای دلالت دارد که اندامها و اجزای مجزای آن، با کنش متقابل و وابستگی متقابل، یک کل واحد و منسجم را هدایت میکنند.
از نظر ساختاری، تفاوتی ظریف میان سازواره با واژههایی چون سازوکار وجود دارد؛ سازواره به خودِ ساختار و سازمانیافتگیِ عینیِ کل اشاره دارد، در حالی که سازوکار بیشتر بر فرایندها و نحوهٔ کارکردِ آن سیستم دلالت میکند. این کلمه در واژهنامههای سنتی کمتر دیده میشود اما امروزه در زیستشناسی و علوم اجتماعی کاربرد فراوانی دارد.