یعنی چه
این واژه در متون فقهی و حقوقی به معنای پاداش، مزد و حقالزحمهای است که در برابر انجام یک کار مشخص (مانند پیدا کردن مال گمشده) تعیین میشود. در لغت عربی (به صورت الجُعَلَة)، به معنای سوسک سرگینغلتان نیز به کار میرود و در حوزه فلسفه و کلام به معنای یکبار خلق کردن و قرار دادن است.
تلفظ
این کلمه بسته به معنای مورد نظر به دو صورت تلفظ میشود: در مفاهیم فقهی و حقوقی به صورت «اَلْجُعْلَه» (با سکون عین) یا «الجعالة» خوانده میشود؛ اما در معنای جانورشناسی به صورت «اَلْجُعَلَه» (با فتح عین) تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۶ حرف دارد و معمولاً به عنوان معادل عربی پاداش، قرارداد مژدگانی یا نام دیگر سوسک سرگینغلتان بازشناسی میشود.
به انگلیسی
برای مفاهیم حقوقی و مژدگانی از واژههای Reward و Bounty استفاده میشود و در حوزه زیستشناسی و نمادشناسی، معادل دقیق آن Dung beetle یا Scarab است.
به عربی
این کلمه اصالتاً عربی است؛ در کاربرد فقهی با اصطلاحاتی چون الجعالة و الاجر همپوشانی دارد و در معنای حشرهشناسی با الخنفساء یا الخفساء مترادف است.
به فارسی
در برگردان روان فارسی، نزدیکترین معادلها برای جنبه حقوقی آن «مژدگانی»، «حقالزحمه مشروط» و «دسترنج» هستند و برای جنبه طبیعی آن از واژه «سرگینغلتان» یا «گهگ things» استفاده میشود.
در قرآن
کلمهٔ دقیق «الجعله» با این رسمالخط در متن قرآن به کار نرفته است؛ با این حال، ریشه ثلاثی مجرد آن یعنی «جَعَلَ» (به معنای قرار داد، آفرید، گردانید) و مشتقات فعلی آن نظیر «جعلنا» و «یجعل» صدها بار در آیات مختلف تکرار شدهاند.
نماد چیست
در ساختارهای حقوقی و فرهنگی، این واژه نماد نظام انگیزاننده و پاداش در برابر عمل است. از سوی دیگر، در اسطورهشناسی و فرهنگ مصر باستان، سوسک جُعَل (سرگینغلتان) نمادی بسیار مقدس از تجدید حیات، نوزایی، آفرینش مداوم و حرکت خورشید به شمار میآمد.
جمعبندی و توضیح کامل الجعله
واژه «الجعله» یک اصطلاح اصیل با ریشه عربی (ج-ع-ل) است که در دو قلمرو کاملاً متفاوت معنایی کاربرد دارد. در وجه اول که بیشتر در فقه اسلامی، حقوق و لغتنامهها مطرح است، با مفاهیمی چون «جُعْل» و «جعاله» همپوشانی دارد و اشاره به مژدگانی، پاداش یا دستمزدی دارد که فرد در قبال انجام یک کار مشخص و مشروط دریافت میکند.
در وجه دوم، این کلمه در حوزهی جانورشناسی قدیمی و اسطورهشناسی مطرح میشود که دلالت بر سوسک سرگینغلتان دارد. این موجود در فرهنگ مصر باستان جایگاه آیینی خاصی داشته و به عنوان مظهر نوزایی و تکوین شناخته میشده است. بنابراین، معنای دقیق آن کاملاً وابسته به سیاق متن و نحوه حرکتگذاری کلمه است.