یعنی چه
ترکیبی ادبی متشکل از دو واژهٔ «رَبع» (به معنی خانه، سرا و اقامتگاه بهاری) و «اطلال» (به معنی نشانهها و بقایای بهجامانده از خانههای ویرانشده) است. این عبارت در ادبیات کلاسیک برای توصیف خرابههای منزلگاه معشوق پس از کوچ قبیله استفاده میشود.
تلفظ
این ترکیب به صورت «رَبع و اَطلال» (rab' va atlāl) قرائت میشود.
در جدول
پاسخ دقیق ۹ حرفی در جدول کلمات متقاطع برای این مفهوم، خود واژه «ربع و اطلال» یا عبارات مشابهی چون «اطلال و دمن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای برگردان این مفهوم ادبی از اصطلاحاتی که به خرابهها و بقایای سکونتگاههای قدیمی اشاره دارند، استفاده میشود.
به عربی
این ترکیب ریشه کاملاً عربی دارد و در متون کلاسیک و شعر جاهلی به همین صورت یا به شکل «الأطلال والربوع» به کار میرود.
به فارسی
معادل سره و روان این ترکیب در زبان فارسی، «خانهها و ویرانههای بهجا مانده از کوی معشوق» یا «خرابههای منزلگاه» است.
در قرآن
عبارت ترکیبی «ربع و اطلال» در قرآن کریم وجود ندارد. واژه «رُبُع» (با ضمه ب) به معنی یکچهارم در احکام ارث آمده است، اما «رَبْع» (با فتح ر) به معنی منزلگاه و همچنین واژه «اطلال» در متن قرآن کاربرد ندارند.
جمعبندی و توضیح کامل ربع و اطلال
ترکیب «ربع و اطلال» از عبارات برجسته و نمادین در ادبیات کلاسیک (بهویژه شعر جاهلی عرب و شعر سنتی فارسی) است. این واژه از دو بخش «رَبع» به معنای اقامتگاه و سرا، و «اطلال» به معنای بقایای خانههای ویران شده تشکیل شده است. شاعران کلاسیک معمولاً این دو کلمه را همراه با واژه «دمن» به صورت «ربع و اطلال و دمن» به کار میبرند.
این اصطلاح نماد سنتی شعری به نام «طللیه» یا «وقوف بر اطلال» است؛ رویکردی که در آن شاعر در ابتدای قصیده کنار خرابههای خانه معشوقِ کوچکرده توقف میکند، بر خاطرات گذشته اشک میریزد و سپس به موضوع اصلی شعر خود میپردازد. این مضمون در اشعار شاعران بزرگی چون منوچهری، فرخی سیستانی و حتی در مثنوی مولانا نیز جلوه داشته است.