یعنی چه
تبشّع در لغت به معنای بشاعت نمودن، خود را زشت و کریه نشان دادن یا زشتنما شدن است. این واژه مصدر باب تفعّل است و به حالت دگرگونی ظاهری به سمت ناخوشایندی اشاره دارد.
تلفظ
این کلمه در زبان عربی به صورت تَبَشُّع (مصدر) یا تَبَشَّعَ (فعل ماضی) تلفظ میشود که تشدید روی حرف شین قرار دارد. همچنین در برخی متون تاریخی برای نام شهری در حجاز، به صورت تَبْشَع نیز ضبط شده است.
در جدول
کلمه تبشع در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان پاسخ ۴ حرفی برای راهنماهای 'زشترویی نشان دادن' یا 'بشاعت نمودن' کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عبارات و اصطلاحاتی که مفهوم دگرگونی به سمت زشتی یا نمایان کردن قباحت ظاهری و باطنی را برسانند به عنوان معادل به کار میروند.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای رساندن مفهوم این واژه از فعل زشت شدن یا اصطلاح خود را کریه جلوه دادن استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل عباراتی چون زشت شدن، بدریخت شدن، کراهت افکندن و درهمریخته شدن چهره یا ظاهر است.
در قرآن
ریشه ثلاثی مجرد «بشع» و مشتقات مختلف آن مانند تبشّع در آیات قرآن کریم وجود ندارد و فاقد کاربرد قرآنی مستقیم است.
نماد چیست
در متون ادبی و بلاغی عرب، این کلمه مابه ازای نمادین فرهنگی خاصی ندارد، اما به عنوان نمادی برای توصیف حالتهای افراطی تغییر چهره، زشت جلوه دادن امور یا نمایان شدن ماهیت کریه یک پدیده استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل تبشع
واژه «تبشّع» یک لغت عربیالاصل از ریشه ثلاثی مجرد «ب ش ع» است که به باب تفعّل رفته و معنای مطاوعه یا تکلف به خود گرفته است. این کلمه در اصل به معنای زشت شدن، خود را کریه نشان دادن و نمایان ساختن قباحت و شناعت رفتار یا ظاهر به کار میرود.
این واژه در زبان فارسی معیار امروز کاربرد عام و رایجی ندارد و بیشتر در کتابهای لغت قدیمی مانند لغتنامه دهخدا یا متون کهن ادبی و مذهبی دیده میشود. همچنین در تاریخ، با تلفظی متفاوت (تَبْشَع) نام شهری در منطقه حجاز بوده است.
در بازیهای فکری و جدول کلمات متقاطع، این کلمه به عنوان یک پاسخ چهار حرفی دقیق برای مفاهیمی همچون «بشاعت نمودن» یا «آشکار کردن زشتی» شناخته میشود و متضاد مفاهیمی چون تجمّل و تحسّن (زیبا شدن) است.