یعنی چه
این واژه صفت ترکیبی از «کلک + دار» است. در زبان عامیانه به فردی که اهل حقه، فریب و ترفند باشد اطلاق میشود. همچنین در اصطلاحات محلی و بومی به معنی دارندهٔ چوبدستی مخصوص چوپانی (مجازاً چوپان) یا دارندهٔ قایق سنتی ساخته شده از چوب و نی (کَلَک) است.
تلفظ
این واژه از دو بخش «کَلَک» با فتح کاف و لام، و پسوند «دار» تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این واژه در جدول ۶ حرف دارد. بسته به طراح جدول، معادلهایی چون حیلهگر، مکار یا چوپان نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به بستر متن و معنای مدنظر، معادلهای متفاوتی در انگلیسی برای آن وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی متناسب با کاربرد واژه در معنای فریبکاری یا چوپانی، کلمات متفاوتی استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای فارسی این واژه در معنای عامیانه شامل حیلهگر، نیرنگباز، حقهباز، مکار و فریبکار است. در معنای بومی و اصطلاحی نیز مترادف با چوپان، گلهبان، شبان، رمیار و قایقدار است. متضاد آن در معنای منفی، افرادی چون صادق، بیریا، ساده، راستگو و بیغلوغش هستند.
در قرآن
واژهٔ «کلکدار» یک ساخت فارسی است و در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، مفاهیم همراستا با معنای اول آن (فریب و حیله) مانند «مَكْر»، «کَیْد» و «خدعه» بارها در آیات قرآن به کار رفتهاند.
نماد چیست
این واژه در ادبیات رسمی نمادِ مفهوم خاصی نیست، اما در فرهنگ عامه بار معنایی منفی داشته و نمادی از فریب، زیرکی منفی و سیاستبازی پنهانکارانه است. در مقابل، در فرهنگ بومی چوپانی، چوبدستی «کلک» نمادی از هدایت، مراقبت و حفاظت از گله به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل کلک دار
واژه «کلکدار» یک صفت ترکیبی مأخوذ از زبان فارسی و گویشهای ایرانی است که دو رویه معنایی کاملاً متمایز دارد. در وجه عامیانه و امروزی، این کلمه به کسی اشاره دارد که با استفاده از حقه و نیرنگ (کَلَک) کار خود را پیش میبرد و بار معنایی منفی و اخلاقی دارد.
در وجه دوم که ریشه در اصطلاحات محلی، چوپانی و صیادی دارد، به فردی گفته میشود که چوبدستی بزرگ چوپانی (کَلَک) در دست دارد یا صاحب قایقهای سنتی ساختهشده از الوار و مشک است. از این رو، بسته به بستر متن، معنی آن از یک فریبکار تا یک شبان زحمتکش متغیر است.