یعنی چه
جمالپرستی به معنای ستایش، دلباختگی و عشق ورزیدن به زیبایی است. در رویکرد فلسفی، به اولویت دادن به زیبایی و هنر به عنوان بالاترین ارزش زندگی (Aestheticism) اطلاق میشود. در دیدگاه عرفانی و صوفیه، نگاه کردن به زیباییهای جهان مادی و چهرههای زیبا، وسیلهای برای شهود و درک زیبایی مطلق خداوند و جلوهای از جمال الهی به شمار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت «جَمالپَرَستی» تلفظ میشود. واژه اول (جمال) دارای فتحه روی جیم و واژه دوم (پرستی) دارای فتحه روی پِ و رَ است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «زیباییپرستی» یا «عشق به زیبایی»، کلمه ۹ حرفی «جمال پرستی» مد نظر است.
به فارسی
معادلهای سره و رایج فارسی این اصطلاح، «زیباییپرستی» و «زیباییگرایی» هستند. در ادبیات کهن و متون عرفانی، مفاهیمی چون «نظربازی» و «شاهدبازی» نیز در همپوشانی نزدیک با این واژه به کار رفتهاند.
در قرآن
خودِ ترکیب اصطلاحی «جمالپرستی» در متن قرآن وجود ندارد؛ اما ریشه واژه یعنی «جَمال» دو بار در قرآن (از جمله آیه ۶ سوره نحل: وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ) به معنی زیبایی به کار رفته است. همچنین مبنای کلامی این نگرش در عرفان، به حدیث نبوی «إنَّ اللهَ جَمِیلٌ وَ یُحِبُّ الجَمال» پیوند میخورد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و هنر، «آینه» نماد اصلی جمالپرستی است؛ چرا که جهان مادی و انسان زیبا مانند آینهای انگاشته میشوند که زیبایی خداوند را منعکس میکنند. همچنین «شاهد» یا شخص زیبارو، نماد و واسطهای برای درک زیبایی مطلق است.
جمعبندی و توضیح کامل جمال پرستی
واژه «جمالپرستی» یک ترکیب اصیل فارسی-عربی (حاصل مصدر) است که از «جمال» (ریشه عربی به معنی زیبایی) و «پرستی» (ریشه فارسی به معنی ستایش و بندگی) تشکیل شده است. این اصطلاح در دو ساحت فلسفی و عرفانی کاربرد برجستهای دارد؛ در فلسفه غرب معادل مکتب زیباشناسی (Aestheticism) است که هنر و زیبایی را برترین معیار زندگی میداند و در ادبیات و عرفان اسلامی، به معنای نگریستن به جلوههای زیبای جهان به عنوان آینهای از جمال الهی است.
اگرچه خود این ترکیب در قرآن کریم نیامده، اما ریشه واژگانی آن در آیات قرآن برای توصیف زیباییهای خلقت به کار رفته و مفهوم عرفانی آن کاملاً منطبق بر روایات مشهوری نظیر زیباییدوستی خداوند است. در فرهنگ عامه و جدول کلمات نیز این واژه به عنوان مترادفِ مستقیم زیباییپرستی شناخته میشود.