یعنی چه
در علم منطق، «سور» به کلماتی گفته میشود که در ابتدای قضایای محصوره میآیند تا مشخص کنند حکم داده شده شامل چه مقداری از افراد و مصادیق موضوع میشود؛ مانند کلمات «هر»، «هیچ»، «بعضی» یا «برخی».
تلفظ
این اصطلاح به صورت سُور (با ضمه سین) و قَضایا (با فتح قاف و ضاد) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این اصطلاح در جدول «سور قضایا» (۸ حرف) است. همچنین کلماتی نظیر «کمیتنما» یا خود «سور» نیز ممکن است به عنوان پاسخهای جایگزین مدنظر باشند.
به انگلیسی
در منطق جدید و ریاضی، برای نمایش سورهای کلی از نماد $\forall$ و برای سورهای جزئی از نماد $\exists$ استفاده میشود که معادل انگلیسی آن Quantifier است.
به عربی
این اصطلاح اصالتاً از منطق اسلامی و زبان عربی وارد شده و به همان صورت «سور القضایا» یا «السور» به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی سره و دقیق برای این اصطلاح منطقی، واژگان «کمیتنما»، «چندینما» یا «ادات حصر» هستند.
در قرآن
واژه «سور» در قرآن کریم صرفاً در معنای لغوی خود یعنی دیوار، بارو و حصار به کار رفته است؛ مانند آیه ۱۳ سوره حدید: «فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ». اصطلاح منطقی «سور قضایا» در متن قرآن وجود ندارد و از ابداعات دانشمندان علم منطق است.
جمعبندی و توضیح کامل سور قضایا
اصطلاح «سور قضایا» یک ترکیب تخصصی در علم منطق سنتی (ارسطویی) و فلسفه است. واژه «سور» در لغت به معنای بارو و دیوار گرداگرد شهر است و علت نامگذاری این ادات در منطق، شباهت کاربرد آنها به حصاری است که دور مصادیقِ موضوعِ یک گزاره کشیده میشود تا محدوده دقیق آن را تعیین کند.
در منطق، قضایای سوردار را قضایای محصوره مینامند که بر اساس نوع سور به چهار دسته اصلی (موجبه کلیه مانند «هر انسانی فانی است»، سالبه کلیه مانند «هیچ سنگی پرنده نیست»، موجبه جزئیه مانند «بعضی انسانها شاعرند» و سالبه جزئیه مانند «بعضی انسانها پزشک نیستند») تقسیم میشوند. اگر گزارهای فاقد سور باشد و میزان مصادیق آن روشن نباشد، در اصطلاح منطقی به آن قضیه مهمله میگویند.