یعنی چه
این واژه در تداول زبان فارسی بیشتر به معنی شرم، حیا، وقار و پاکدامنی به کار میرود. اما در ریشه عربی خود به معنای بازداشتن، منع کردن و در پرده کردن است. همچنین در اصطلاح فقه و حقوق به محروم شدن یا کم شدن سهم ارث یک وارث به دلیل وجود وارثی نزدیکتر (حجب حرمان و نقصان) اشاره دارد.
مترادف
واژههای فوق نزدیکترین هممعنیها برای کاربردهای اخلاقی، لغوی و فقهی حجب هستند.
متضاد
این کلمات مفاهیم مقابل حجب در ابعاد رفتاری، اخلاقی و اجتماعی را نشان میدهند.
تلفظ
در زبان فارسی هنگامی که به معنی شرم و حیاست معمولاً به صورت حُجْب (با ضمه اول) تلفظ میشود. در کاربردهای فقهی، لغوی و ریشه عربی به صورت حَجْب (با فتحه اول) به معنی منع کردن به کار میرود.
در جدول
پاسخ دقیق و سه حرفی برای این کلمه در جدول خود «حجب» است، هرچند واژههای حیا و شرم نیز به عنوان جایگزینهای متداول کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد اخلاقی یا اصطلاح حقوقی، از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل، روان و رایج این واژه در زبان فارسی شامل شرم، حیا، آزرم و نجابت است.
در قرآن
خود واژه «حُجب» در قرآن نیامده است، اما ریشه آن در قالب واژه «حجاب» ۷ بار به معنی پرده و مانع مادی یا معنوی (مانند آیه ۵۳ سوره احزاب) و فعل مجهول «لَمَحْجُوبُونَ» در آیه ۱۵ سوره مطففین به معنی محروم و منعشدگان از رحمت پروردگار به کار رفته است.
نماد چیست
این واژه نماد گرافیکی یا جانوری خاصی ندارد، اما در فرهنگ عامه و ادبیات عرفانی نماد وقار، خودداری، کنترل نفس و پرده یا حائلی است که میان انسان و حقیقت الهی قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل حجب
واژه حجب یک مفهوم چندبعدی است که در فرهنگ فارسی و اسلامی جایگاه ویژهای دارد. از یک سو در اخلاق و تداول عامه، نشاندهنده والاترین صفات انسانی مانند حیا، شرم، نجابت و وقار است که شخص را از رفتارهای ناپسند بازمیدارد و نمود اجتماعی آن مأخوذبهحیایی شایسته است.
از سوی دیگر، ریشه عربی این واژه ناظر بر مفاهیم کاربردی مانند پوشاندن، منع کردن و ایجاد حائل است. این واژه در فقه و حقوق اسلامی معنایی کاملاً تخصصی دارد و به شرایطی در باب ارث اطلاق میشود که یک وارث به دلیل وجود وارثی نزدیکتر، از ارث محروم یا سهمش کم میشود. در ادبیات عرفانی نیز حجب به موانع معنوی اشاره دارد که مانع شهود حقیقت میشوند.