یعنی چه
این واژه در زبان فارسی به هر نوع بند و طناب ضخیم یا نازک اطلاق میشود که از در هم تنیدن الیاف مختلف پدید میآید و کاربردهای متعددی در زندگی روزمره، صنعت و کشاورزی دارد.
مترادف
واژههای رسن و طناب دقیقترین معادلهای فیزیکی این کلمه هستند، در حالی که حبل معادل عربی و رشته یا تار به نمونههای نازکتر آن اشاره دارند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «طناب یا رسن» با تعداد حروف خواسته شده، واژه ۶ حرفی «ریسمان» یا نمونههای کوتاهتر آن مانند «رسن» قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به ضخامت و کاربرد ریسمان، در زبان انگلیسی از واژگان متفاوتی استفاده میشود که Rope برای نمونههای ضخیم و String برای ساختارهای ظریفتر رایج است.
به عربی
مهمترین و مشهورترین معادل عربی این واژه «حبل» است که در قرآن کریم نیز به معنای پیوند و رشته استوار هدایت به کار رفته است.
به ترکی
در زبان ترکی واژه کلی İp برای اشاره به انواع بند و ریسمان استفاده میشود، در حالی که Halat نشاندهنده طنابهای بسیار ضخیم است.
به فارسی
واژه ریسمان کاملاً فارسی است و از دوره فارسی میانه به یادگار مانده است. این واژه مرکب از بخش «ریس» (بن مضارع از مصدر ریسیدن یا رشتن) به همراه پسوند نسبت و شباهت «مان» تشکیل شده که در مجموع به معنای «چیزی که از الیاف تابیده شده» است.
جمعبندی و توضیح کامل ریسمان
ریسمان از واژههای اصیل و دیرپای زبان فارسی است که ریشه در ساختار فیزیکی تنیدن و ریسیدن الیاف دارد. این کلمه در معنای مادی خود به هر نوع طناب، رسن یا بند محکم اشاره دارد که برای پیوند دادن، بستن و کشیدن اجسام به کار میرود و در صنایع سنتی مانند نساجی و کشاورزی نقشی حیاتی ایفا کرده است.
در بعد فرهنگی و ادبی، ریسمان جایگاه ویژهای در زبان فارسی و متون دینی دارد. عبارت معروف «آسمان و ریسمان بافتن» کنایه از ربط دادن مسائل بیربط به یکدیگر است. همچنین در فرهنگ اسلامی، معادل عربی آن یعنی «حبل» در آیه ۱۰۳ سوره آلعمران (واعتصموا بحبل الله)، نماد وحدت، تمسک به دین، قرآن و اهل بیت بوده و به عنوان شاهراه اتصال و هدایت بندگان به سوی خداوند شناخته میشود.