یعنی چه
این واژه دارای دو وجه معنایی است: اول به معنی کار یا بخششی که بدون منت و چشمداشت انجام شود، و دوم به معنی حالت یا فردی که فاقد سپاس و قدردانی (ناسپاس و نمکنشناس) باشد.
تلفظ
این کلمه از پیشوند نفی فارسی «بِی» و واژه عربی «اِمتِنان» تشکیل شده و به صورت کلی [bi-emtenān] تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «بی امتنان» با ۸ حرف است. بسته به راهنمای سوال، واژههای ناسپاس یا بیمنت نیز همجایگاه آن هستند.
به انگلیسی
با توجه به دو پهلو بودن معنای واژه در فارسی، در انگلیسی برای مفهوم عدم سپاسگزاری از Ungrateful و برای مفهوم عدم منتگذاری از Gratuitous استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن در بافت بخشش «بیمنت» و «بیچشمداشت» است و در بافت اخلاقی و رفتاری، معادلهای «ناسپاس» و «قدرنشناس» برای آن به کار میرود.
در قرآن
عین واژه ترکیبی «بیامتنان» در قرآن نیست؛ اما ریشه آن (م ن ن) بارها استفاده شده است. برای نمونه در آیه ۲۵ سوره انشقاق عبارت «أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ» به معنی پاداشی بیانتها و بدون منت است که کاملاً با معنای بیامتنان همخوانی دارد.
نماد چیست
این کلمه صفت انتزاعی است و نماد مادی یا اسطورهای خاصی ندارد، اما در متون اخلاقی نماد ناسپاسی و در ادبیات عرفانی گاه نماد لطف خالصانه و بدون توقع است.
جمعبندی و توضیح کامل بی امتنان
واژه «بیامتنان» یک صفت ترکیبیِ ساختهشده از پیشوند نفی فارسی و مصدر عربی است که دایره معنایی جالبی دارد. این کلمه در اشعار و متون کهن فارسی گاه در ستایش بخششهای خالصانه خداوند یا افراد بزرگ به کار رفته است؛ یعنی بخششی که در آن هیچ منتی بر سر گیرنده گذاشته نمیشود و کاملاً بیچشمداشت است.
از سوی دیگر، در بافتار زبان عامه و اخلاق، این کلمه میتواند بار منفی به خود بگیرد و به معنای عدم سپاسگزاری، ناسپاسی و نمکنشناسی نسبت به لطف دیگران استعمال شود. در نتیجه، فهم معنای دقیق آن کاملاً به جملهای که کلمه در آن نشسته بستگی دارد.
در حوزه قرآنی و دینی نیز گرچه خودِ ساختار واژه به چشم نمیخورد، اما مفهوم آن (چه در قالب کفران نعمت و چه در قالب پاداش و بخششهای بدون منت الهی مانند تعبیر غیرممنون) به وفور مورد بحث قرار گرفته است.