یعنی چه
آواز در زبان فارسی به معنی بانگ، صوت و صدای موزون است. این واژه در موسیقی سنتی ایرانی به بخش آوازیِ بدون وزن و بداههخوانی در دستگاهها اطلاق میشود و در ادبیات گاهی به معنای شهرت و آوازه نیز به کار میرود.
مترادف
واژههایی مانند صدا، بانگ، نغمه و نوا نزدیکترین همپوشانی معنایی را با آواز دارند.
متضاد
در کاربرد معنایی و مفهومی، کلماتی که بر نبود صدا دلالت دارند، متضاد آن محسوب میشوند.
ریشه
این واژه از فارسی میانه و ایرانی باستان برگرفته شده و با ریشه vač / vak- به معنی گفتن و صدا کردن مرتبط است. این کلمه با واژههایی چون «واژه» و «گواهی» همریشه است.
جمله سازی
در جدول
کلمه آواز یک واژه ۴ حرفی است و در حل جدول معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون بانگ، صدا یا سرود به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلی مناسب مانند Voice برای صدای انسان یا Song برای ترانه انتخاب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل آواز
واژه «آواز» یکی از اصیلترین و پرکاربردترین واژگان زبان فارسی است که ریشه در دوران باستان دارد و با مفهوم صدا، گفتار و بیان احساسات گره خورده است. این واژه نه تنها به صدای موزون انسان و پرندگان اشاره دارد، بلکه در اصطلاحات تخصصی موسیقی سنتی ایران نیز جایگاه ویژهای داشته و به بخشهای بداهه و بدون فرم ریتمیکِ دستگاهها اطلاق میشود.
در ابعاد فرهنگی و ادبی، آواز نمادی از تجلی روح، آزادی، شادی درونی و حتی فریادهای عاشقانه و عارفانه است. این کلمه به دلیل ابعاد گوناگون معنایی خود، در شعر شاعران بزرگی چون مولانا نماد فراخوان الهی و بازگشت به اصل خویشتن به شمار میرود و همواره حامل پیامهای عمیق احساسی بوده است.