معنی
در زبان فارسی امروز، سخیف به ویژگی، سخن، نوشته یا رفتاری اطلاق میشود که فاقد ارزش، عمق و اصالت بوده و حالتی پوچ، مبتذل یا ناپسند داشته باشد. در کاربرد قدیمیتر نیز به معنای کمعقل یا جامهٔ کمبافت و شل به کار میرفته است.
یعنی چه
وقتی میگویند چیزی سخیف است، یعنی آن موضوع بسیار سطحی، بیمایه و دور از شأن و منزلت است و ارزش توجه یا احترام را ندارد.
مترادف
این کلمات در زمینههای مختلف میتوانند به عنوان هممعنی واژه سخیف برای نشان دادن بیارزشی یا کمعقلی استفاده شوند.
متضاد
کلماتی که بیانگر استواری، محکم بودن، ارزشمندی و اصالت هستند، در تضاد مستقیم با مفهوم سخیف قرار میگیرند.
ریشه
این واژه از ریشه ثلاثی مجرد «سَخُفَ / سَخِفَ» در زبان عربی گرفته شده که در اصل به معنای نازک بودن، شل بودن، سبک شدن و کممایه بودن (مانند پارچه کمبافت) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «سبک و بیارزش»، «کمعقل» یا «مبتذل»، واژه ۴ حرفی «سخیف» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه سخیف برای یک رفتار، سخن یا هنر به کار رود، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
به عربی
در زبان عربی نیز این کلمه با ساختاری مشابه برای توصیف مفاهیم پوچ، احمقانه یا بیارزش استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای سره یا اصیل فارسی که میتوانند جایگزین این واژه دخیل عربی شوند، عباراتی نظیر کممایه، بیارزش، پوچ و سبک هستند.
نماد چیست
این واژه نماد و نشانهای برای توصیف امور فاقد اصالت و عمق است. در ادبیات و نقدهای فرهنگی، بار معنایی منفی و تحقیرآمیز دارد و برای رد کردن یک دیدگاه یا اثر هنری به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل سخیف
واژه «سخیف» از ریشه عربی به معنای نازکی و شلی گرفته شده است، اما در سیر تحول خود در زبان فارسی، معنایی استعاری یافته و امروز عمدتاً برای توصیف امور، سخنان، نوشتهها یا رفتارهای مبتذل، بیارزش و سطحی به کار میرود. این کلمه بار معنایی منفی شدیدی دارد و زمانی استفاده میشود که بخواهیم فاقد اصالت و عمق بودن چیزی را نمایان کنیم.
در فرهنگهای لغت قدیمی مانند دهخدا، این واژه علاوه بر کمعقلی انسان، برای جامههایی که تار و پود کم و بافتی سست دارند نیز به کار میرفته است. با این حال، در ادبیات معاصر، سخیف بیشتر در تقابل با مفاهیمی چون «رصین»، «متین» و «فاخر» قرار میگیرد و نشاندهنده سقوط کیفی در کلام یا هنر است.