یعنی چه
واژهٔ «دعوا» در زبان فارسی امروز کاربرد دوگانهای دارد؛ در تداول عامه و زندگی روزمره به معنی ستیزه، جدال لفظی یا فیزیکی، کشمکش و پرخاش است. در اصطلاحات حقوقی و فقهی نیز به معنای دادخواهی، تظلم و اقامهٔ ادعا علیه دیگری در پیشگاه دادگاه به کار میرود.
مترادف
این واژهها بسته به متن (عامیانه یا حقوقی) میتوانند به جای دعوا قرار گیرند.
متضاد
واژههایی که مفهوم آرامش، تفاهم و پایان بخشیدن به اختلافات را میرسانند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشهٔ سه حرفی (د ع و) در زبان عربی مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه از ریشهٔ عربی «دَعْوَىٰ» یا «دَعا» گرفته شده که در زبان مبدأ به معنی «خواندن، صدا زدن و ادعا کردن» است. این کلمه پس از ورود به زبان فارسی دچار تحول معنایی شده و علاوه بر مفهوم حقوقی، معنای جنگ، مرافعه و درگیری فیزیکی یا لفظی را به خود گرفته است.
جمله سازی
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور از دعوا درگیری خیابانی باشد یا شکایت رسمی در دادگاه، واژگان متفاوتی در انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای درگیری از واژههایی مثل شجار استفاده میشود، زیرا خود کلمهٔ «دعوی» در عربی معنای نزاع خیابانی نمیدهد.
به ترکی
واژهٔ قاوغا (Kavga) در ترکی دقیقاً معادل درگیری و نزاع فارسی است، در حالی که Dava مفهوم دادگاهی آن را پوشش میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل دعوا
واژهٔ «دعوا» یکی از نمونههای جالب تحول معنایی در زبان فارسی است. این کلمه که از ریشهٔ عربی «دَعْوَىٰ» (به معنی خواندن و ادعا کردن) وارد فارسی شده، در ساختار رسمی و حقوقی اصالت معنایی خود را حفظ کرده و به معنی تظلم، دادخواهی و اقامهٔ دعوی در محاکم به کار میرود. با این حال، در فرهنگ عامه و زبان روزمره، معنای آن توسعه یافته و به هرگونه ستیزه، کشمکش، جدال لفظی یا درگیری فیزیکی میان افراد اطلاق میشود.
در متون کهن و اصیل مانند قرآن کریم، صورتهای مختلف این ریشه هرگز به معنی جنگ و مرافعهٔ فیزیکی به کار نرفتهاند، بلکه همواره مفاهیمی چون ندا دادن، دعا کردن و خواستن را افاده میکنند؛ برای مفاهیم مرتبط با نزاع، از کلماتی چون جدال یا تنازع استفاده شده است. در فرهنگ عمومی جامعه، دعوا نمادی از تعارض، ناهماهنگی و تنشهای اجتماعی تلقی میشود و املای آن در جدولها و متون عادی به همین صورتِ چهارحرفی «دعوا» رایج است.