یعنی چه
واژهٔ دیگرسان (یا دگرسان) به عنوان صفت و قید در زبان فارسی به کار میرود و دلالت بر تغییر حالت، تنوع، گوناگونی و مغایرت یک چیز با حالت قبلی خود یا با اشیای دیگر دارد. این کلمه نشاندهنده نوعی چندگانگی و تفاوت ساختاری یا ظاهری است.
تلفظ
تلفظ این واژه در زبان فارسی با کسر دال و فتح گاف به صورت [دیگَرسان] است. در متون کهن و حالت مخفف نیز با فتح دال و گاف به صورت [دَگَرسان] خوانده و نوشته میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، در پاسخ به کلماتی نظیر «متفاوت»، «دیگرگونه»، «ناهمسان» یا «دارای حالت متمایز»، واژهٔ «دیگرسان» با ۷ حرف یا صورت مخفف آن «دگرسان» با ۵ حرف به عنوان پاسخ معیار شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم دیگرسانی و تفاوت، بسته به سیاق متن از واژگانی که به تفاوت ماهوی، گوناگونی یا عدم شباهت اشاره دارند استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، برای توصیف ویژگی یا فردی که دیگرسان و متفاوت از بقیه است، عمدتاً از واژه Farklı (دارای فرق) یا Değişik (تغییریافته) بهره میبرند.
به فارسی
از برگردانها و واژههای همارز فارسی این کلمه میتوان به «دیگرگونه»، «ناهمسان»، «دگرگون»، «جداگونه» و «ناهمگون» اشاره کرد که همگی مفهوم تمایز و دوری از یکسانی را بازگو میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل دیگرسان
واژهٔ «دیگرسان» (که به صورت مخفف «دگرسان» نیز در ادبیات به کار میرود) یک صفت و قید اصیل و سره فارسی است. این واژه از ترکیب دو بخش «دیگر» (به معنی غیر و متفاوت) و پسوند شباهت «سان» (به معنی شکل، گونه و آیین) پدید آمده است و در لغت به معنای «به شکل دیگر» یا «بسانِ دیگر» است. این کلمه در اشعار کلاسیک فارسی، از جمله در اشعار فرخی سیستانی، به عنوان نمادی از تغییر رنگ، خوی و دگرگونی حالت به کار رفته است.
از نظر ساختاری، این واژه کاملاً پارسی است و در متون قرآنی به طور مستقیم وجود ندارد؛ با این حال، از نظر معنایی با واژه عربی «تفاوت» (مانند آیه ۳ سوره ملک) قرابت مفهومی دارد. دیگرسان کاربردی گسترده در متون ادبی و علمی دارد و نقطه مقابل مفاهیمی چون همسانی، یکسانی و شباهت کامل قرار میگیرد.