یعنی چه
این اصطلاح یک اضافهٔ استعاری در ادبیات فارسی است. «ادبار» به معنای پشت کردن بخت و روی آوردن بدبختی است؛ بنابراین «آتش ادبار» به معنای شعلههای سوزان تیره روزی و مصائبی است که زندگی و عزت فرد را خاکستر میکند.
تلفظ
واژه اول با فتح تاء (تَ) و واژه دوم با کسر همزه (اِ) و سکون دال تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع به عنوان کنایه یا استعاره از آتش بدبختی یا شرار فلاکت به کار میرود.
به انگلیسی
ترجمهای توصیفی و تحتاللفظی برای رساندن مفهوم سوزندگی مصائب سرنوشت.
به عربی
ترکیبی استعاری در عربی برای بیان اوج تیره روزی و عذاب دنیوی.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای بیان مفهوم سوختن در آتش تقدیر شوم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای خالص و ترکیبات جایگزین فارسی آن شامل شعلههای مصیبت، آتش قهر، و سوزِ تیره بخت شدن است.
نماد چیست
این ترکیب در ادبیات نمادِ سقوط ناگهانی از اوج خوشبختی به قعر ذلت و گرفتاری است؛ جایی که بخت به انسان پشت میکند و مشکلات مانند آتش او را در بر میگیرند.
جمعبندی و توضیح کامل اتش ادبار
عبارت «آتش ادبار» یک واژهٔ مستقلِ تثبیتشده در لغتنامهها نیست، بلکه یک ترکیب اضافی استعاری و ادبی بسیار زیبا در زبان فارسی است. این اصطلاح از دو بخش «آتش» (واژه فارسی) و «ادبار» (مصدر عربی به معنی پشت کردن بخت و تیره روزی) ساخته شده است و در مجموع به معنای شعلههای سوزان بدبختی و مصائب سخت زندگی به کار میرود.
در شعر کلاسیک فارسی، بهویژه در آثار شاعرانی چون پروین اعتصامی، این تعبیر به زیبایی به تصویر کشیده شده است؛ آنجا که در شعر «میوه هنر» میگوید: «آوخ که شدم هیزم و آتشگر گیتی / اندام مرا سوخت چنین ز آتش ادبار». این عبارت به خوبی نشاندهنده زوال ناگهانی خوشبختی و گرفتار شدن در چنگال تقدیر شوم است.
اگرچه خود این ترکیب به صورت کامل در قرآن کریم نیامده، اما واژه ریشه کلمه یعنی «إدبار» در آیات الهی (مانند آیه ۴۹ سوره طور: وَإِدْبَارَ النُّجُومِ) به معنای پشت کردن و غروب کردن استفاده شده که ریشه معنایی بختبرگشتگی در فارسی را شکل داده است.