یعنی چه
واژه محجوم در لغتنامههای معتبر به چند معنای مشخص اشاره دارد؛ نخست کسی که مورد حجامت قرار گرفته و از او خون گرفته شده است، دوم مردی که جثهای بزرگ، تنومند و کلفتهیکل دارد، و سوم در اصطلاح قدیم به شتری اطلاق میشده که پوزهاش بسته شده باشد.
تلفظ
این واژه بر وزن اسم مفعول (مَفْعُول) تلفظ میشود؛ به صورت مَحْجُوم با فتح ميم و سکون حاء.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، کلمه پنج حرفی «محجوم» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی همچون «حجامتشده»، «شتر پوزهبسته» یا «شخص کلفتهیکل و جسیم» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، برای معنای درمان سنتی از واژه Cupped (شخص حجامتدرمانی شده) و برای توصیف ظاهر فیزیکی از واژگان Bulky یا Corpulent استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در زبان مبدأ نیز به همین صورت «المحجوم» برای اشاره به فرد حجامتشده یا بعیر مهارشده استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای روان و سره فارسی این کلمه شامل تعابیری چون «خونگرفته» (در طب سنتی)، «تنومند» یا «درشتبنیه» (در اوصاف فردی) و «دهانبسته» برای حیوان است.
نماد چیست
کلمه محجوم واژهای تخصصی در طب سنتی، دامپروری کهن و توصیفات لغوی است و در ادبیات فارسی یا نشانهشناسی، نماد مفهوم یا جریان خاصی به شمار نمیرود.
جمعبندی و توضیح کامل محجوم
واژه «محجوم» یک اسم مفعول مشتق از ریشه عربی «ح ج م» است که وارد زبان فارسی شده و در متون کهن پزشکی، دامپزشکی و لغتنامههای معتبری نظیر دهخدا و معین بازتاب یافته است. اصلیترین و رایجترین معنای آن به طب سنتی و عمل حجامت برمیگردد و به فردی اشاره دارد که مورد خونگیری قرار گرفته است.
علاوه بر کاربرد طبی، این واژه در توصیف ویژگیهای فیزیکی انسان به معنای تنومند، کلفتهیکل و جسیم نیز به کار میرود. همچنین در فرهنگ عامه و اصطلاحات قدیمی دامداری، به شتری که پوزهاش برای مهار یا درمان بسته شده باشد، «بعیر محجوم» میگفتند.
باید توجه داشت که این کلمه در متن قرآن کریم به کار نرفته است و به دلیل شباهت ظاهری، نباید آن را با واژگانی چون محجوب (پوشیده/با حیا) یا هجوم (حمله) اشتباه گرفت. پاسخ این کلمه در جدولهای کلمات متقاطع دقیقاً پنج حرف دارد.